مقدمه ای بر موسیقی فیلم سونات پاییزی
نوشتن این مقاله با شروع پاییز منطبق گردید ; پاییز پر شکوه و پر صلابت
سونات پاییزی نشانگر درگیری ها و درون مشغولی های آدم های اجتماع است انسانی که با ایجاد رابطه ممکن است این روان مشغولی ها را بیافریند .
در نتیجه این آشفتگی در زندگی طرفین معطوف به این درگیری ها و عدم انطباق ها میگردد .
پیش از آنکه نقض موسیقی در این فیلم به مناسبت موسیقی در سینمای برگمان تحلیل گردد , چند خطی در مورد درام پردازی آن صحبت میشود .
مقدمه ای بر کلیت داستان
فیلم در جایی شروع به آغاز شدن مینماید که ما با دختری آشنا میشویم ( ایوا ) که مشغول نوشتن نامه به شخصی است . . . .
ایوا برای مادرش که در حدود 7 سال است که از وی دور است نامه مینویسد . . .
پس از چند روز مادر به موطن خود باز میگردد و داستان شروع به آغاز شدن مینماید .
و درگیری ها و ناکامی های کهنه بین مادر ( شارلوت ) و دختر ( ایوا ) شروع به باز شدن میکند .
قصه در سینمای برگمان
سینمای برگمان موجودیت و کمالی از یک داستان پردازی است .
داستان در سینمای این کارگردان ممکن است نقش کوتاهی را اجرا کند ولی باید اذعان داشت سینمایی میتواند نام سینمای قصه گو ( در مقابل فرمالیست ها ) را به دوش بکشد , که بالقوه داستان پر مایه ای برای بیان داشته باشد و کنش قصه مخاطب را وادار به همذات پنداری نماید
( اتفاقی که در فیلم " سکوت " افتاد )
داستان در سینمای او روایت دل مشغولی های عامه است که ممکن است روزی بر ما اتفاق افتاده و یا اتفاق بیافتد .
آن چیزی سینمای او و بالطبع نگاه هنری برگمان را شکل میدهد پیروی از قواعد سمبولیک و نشانه پردازی سینمایی است با نگاهی رئال و طرح مایه ی روان شناسانه .
تمام شخصیت های برگمان از یک ناراحتی روحی و روانی که ناشی از اتفاقی در گذشته است رنج میبرند
و همین تالم و رنج است که موجب گره افکنی در سینمای برگمان میشود ( پرسونا – سکوت )
.
.
.
.
برگمان اصولا جزئ دسته کارگردان هایی است که استفاده ابزاری مناسبی از عوامل تشکیل دهنده سینمایش میکند و استفاده آگاهانه او تبلور حقیقی این امر است .
میتوانیم بگوییم سونات پاییزی هم موسیقی داشت و هم نداشت .
برگمان در این فیلم آهنگساز و عنصری به عنوان موسیقی فیلم نداشت .
اما استفاده آگاهانه ی او از چند قطعه در بیان ساختاری فیلم بسیار حائز اهمیت بود .
موسیقی به کارگرفته شده در این فیلم :
1. دوره باروک ( قرن هفدهم تا اواسط قرن هجدهم )
2. دروه رمانتیک ( قرن نوزدهم تا شروع قرن بیستم )
باخ و هندل از آهنگسازان پیشتاز عصر باروک که قطعات آنها در تیتراژ فیلم استفاده شد
( نام قطعات در پایان ذکر میشود )
شوپن آهنگساز عصر رومانتیک که برگمان استفاده صحیح و مناسب از قطعات آن برای بهتر جلوه دادن بن مایه فیلم کرده .

چرا شوپن ؟
پیش از پاسخ دادن به این پرسش باید ویژگی های احساسی قطعات شوپن آشنا شویم .
شوپن آهنگساز نیمه اول قرن نوزدهم میلادی و از هنرمندان و آهنگسازان خوش قریحه و صاحب ذوق فرانسه عهد رومانتیسم بود .
شوپن خجول و از جمعیت گریزان بود (1) و قطعاتی که او تمام برای پیانو نوشته است حاکی از حسی چنین است .
درون مایه های آهنگ های وی دارای خوی عارفانه و البته تحکمی همراه با غرور است .
دیدگاه شوپن به سبب قرار گرفتن در موج رومانتیسم خود میتوانست در روحیه آهنگسازی او تاثیرات به سزایی داشت .
ویژگی های قطعات او :
1. استفاده بدیع از پدال در پیانو
2. رنگ آمیزی اغراق آمیز هارمونی
3. احساسات درون گرایانه در قطعات
حال که با فضای موسیقی شوپن آشنا شدیم بهتر میتوانیم به نتیجه گیری در مورد این فیلم برسیم ...
پس از گذشت تقریبا 3/1 از فیلم _ در سکانس پیانو نوازی ایوا به همراه مادرش ,ردوبدل شدن دیالوگ های بین این دو بیانگر فضای موسیقی و حس درام میباشد .
دیالوگ های بین شارلوت و ایوا :
شوپن احساسی نیست , پرلود از درد خبر میدهند نه از خیال ....
.
.
.
باید آرام و واضح اما خشن بنوازی
.
.
.
پیانو آزارش میدهد اما دردش را نشون نمیده .
موسیقی شوپن مغرور و طعنه زن است .
_____________________
در نتیجه میتوان به این امر رسید که استفاده آگاهانه کارگردان از موسیقی
( حتی کم بهره بردن از آن ) میتواند در بیان بهتر درام کمک کند ...
حال , میتوان فهمید چرا شوپن ؟!؟
نام قطعات مزبور :
Chopian : Perlude Nr 2a
Bach : Suite Nr 4 Eb
Handel : Suite In f Op 1
منبع : سايت هنر و موسيقي