تا كنون 2 مورد نقد از اشك بهار در سايت هنر و موسيقي منتشر شده است:و هر دو مورد از اين نقد ها به تعريف از آهنگساز و خواننده و به ذكر جوان بودن ايشان پرداخته است و فقط به ذكر اين مورد بسنده كرده اند كه ايشان جوان است و اركستر چنين است و چنان است در نتيجه از ذكر ايرادات كار خودداري كرده اند.
حال سوال من اين است آيا هر جواني اجازه دارد به استناد به جوان بودن و تجربه كردن استيل جديدي از موسيقي ؛ موسيقي ما را كه تاكنون از هر طرف و هر شخصي آسيب ديده است و چيزي نمانده تا اين ته مانده موسيقي سنتي نيز به فراموشي سپرده شود را دست كاري كند و به نام نو آوري و ابتكار و ... ضبط و پخش كند؟؟
امين سالمي با داشتن پول و هزينه كردن آن نوازندگان نامداري را در مجموعه خود استفاده كرده است در نتيجه اركستر هيچ ايرادي نخواهد داشت
ولي در همان 2 قطعه اول ( مقدمه و تصنيف ايران) كه ظاهرا" دوست گرامي جناب حجت ميهن پرست توجيه كافي براي خريد خود مي دانند ايرادي وجود ندارد؟؟
قطعه به ظاهر نوا است ولي آن كدامين نواست كه مي بمل ماژور صدا دهد؟؟
آيا شروع از سل و اوج در دو همه جا نواست؟؟
موسيقي ايراني در كدامين دوره از خود اين چنين مورد اهانت بوده كه شخصي به استناد ذره اي ذوق آهنگسازي داشتن نام موسيقي ملي را بر شناسنامه ي خود قرار دهد ؟
نوايي كه از آن هم كرد بيات شنيده مي شود / هم دشتي / هم مي بمل ماژور چگونه مي تواند ايراني باشد ؟ كلام و شعر فارسي كجا موسيقي ايراني را تعريف كرده است ؟؟
امين سالمي در نوشته هاي خود از موسيقي پاپ مي نالد ولي غافل از اين نيست كه خود مروج موسيقي پاپ به شكلي ديگر است ؟؟
درنوشته هاي امين سالمي موسيقي پاپ مجرم به غربي بودن و وارداتي بودن است آيا مي بمل ماژور وارداتي و غربي نيست؟؟
جناب ميهن پرست مقدمه ايران را بالاتر از آثار اقای روحاني در كاست نهان مكن مي داند !!!
خيلي جالب است كه روحاني 2 برابر سن سالمي آهنگسازي و اركستراسيون كرده است و بزرگترين قطعات موسيقي كلاسيك و ايراني را رهبري كرده است
امين سالمي چگونه مي تواند از روحاني بالاتر باشد؟؟
ادامه دادن راه كلنل وزيري و روح الله خالقي كه اشتباه بودن تئوري ايشان بر هيچكس پوشيده نيست نوآوري و ابتكار است؟
پاپ بودن يك قطعه و يا يك آلبوم مگر به گيتار و درام داشتن آن است؟؟
هر قطعه كه در قالب دستگاهي ايراني نباشد هيچ نامي جز پاپ بر خود نمي گيرد
كارشناسان وزارت ارشاد اگر در خود چنين جراتي را نمي بينند كه اين چنين آثاري را با مجوز پاپ اجازه پخش دهند لطفا" نام موسيقي ملي و موسيقي ايراني را براي اين قطعات استفاده نكنند
قطعات كاست اشك بهار با وجود گوش نواز بودن ولي يكنواخت و خسته كننده است تمام قطعات با تمپو بالا و ريتم هاي يكسان اجرا شده است
سازها در بيشتر قطعات يكنواخت است صداي اركستر زهي در تمام قطعات پوششي بر اركستر دارد كه حتي در قطعات يك مجموعه موسيقي كلاسيك نيز با اين حجم و مقدار از اركستر زهي استفاده نمي شود
استفاده از كمانچه در اين قطعات بيشتر دهن كجي به موسيقي سنتي و ساز ي چون كمانچه است چون كاملا" بي مورد استفاده شده و جز صداي اضافي چيزي بر اركستر اضافه نكرده است
سنتور در اكستر قطعاتي را اجرا مي كند كه اصلا ملودي هاي سنتوري نيستند
با وجودي كه سنتور ساز تخصصي امين سالمي است ولي به هيچ عنوان شناختي از ساز خود ندارد ممكن است نوازنده خوبي باشد و مانند اساتيد غرب گرا بتواند قطعات غير سنتوري را با اين ساز اجرا كند ولي وقتي نام موسيقي ملي بر مجموعه اي گذاشته مي شود شنونده بايد با ساز ملي ملودي و قطعات ملي بشنود
نت هايي كه ايشان براي سه تار نوشته است جز فر يوسفي كه شناسنامه نوازندگيش بر كسي پوشيده نيست شايد كسي در استوديو توانايي اجرايش را ندارد
ني كه بعد از اركستر زهي بيشترين نقش را دارد نيز گاها" به اجراي ملودي هايي مي پردازد كه مناسب ني نيست و رنگ و شخصيت ساز ني را ندارد
قطعه سياوش در ابتدا و انتهاي خود بيش از 3 دقيقه ملودي بدون كلام دارد و در وسط قطعه به شكل پيوسته تصنيف خوانده شده است و جايي براي تفكر بر شعر ميان ابيات باقي نمانده است .
و در نهايت مجموعه اشك بهار را فقط يك آلبوم پاپ كلاسيك خوب مي توان نام نهاد نه ملي و نه سنتي و نه اساسا" ايراني
منبع : سايت هنر و موسيقي