اولین رسانه خبری، تحلیلی، آموزشی موسیقی در ایران  جمعه? هشتم مرداد 1389 
تماس با ما | درباره ما | جستجو : []  
  اخبار سنتي و مقامي
  گزارشها
  مقالات و نوشته ها
  مصاحبه ها
  سايتهاي موسيقي
  موسيقيدانان ايران
  موسيقيدانان جهان


جمعه 04 شهريور 1384
نسخه چاپ - ارسال براي دوستان

نزديك به ۴۰ روز از درگذشت مجتبي ميرزاده نوازنده و آهنگساز پيشكسوت ويلن مي گذرد. وي در اوايل انقلاب اسلامي و دوران دفاع مقدس آهنگ هاي حماسي متعددي را در جهت روحيه دادن به مردم و رزمندگان ساخته يا تنظيم كرده بود كه هر كدام در خاطره شهروندان و به خصوص رزمندگان جاويد و ماندگار گرديده است، از جمله اين آهنگ ها: «شهيد مطهر» ، «بوي گل سوسن و ياسمن آيد» ، «تواي طراح معمار حرم برخيز» ، «به لاله در خون خفته» و... است. مجتبي ميرزاده در يكي از معدود گفت وگو هايي كه داشت در زمينه موسيقي پاپ گفته بود : «به نظر من موسيقي پاپ در ايران و در سال هاي اخير، هيچگونه رشدي نداشته، به اين دليل كه متأسفانه خوانندگان امروزي مي خواهند تقليد خوانندگان قبل از انقلاب و يا خارج نشينان را بكنند كه اين تشابه صدايي را به طور كاملاً آشكاري شاهد هستيم و حتي برخي از آنها دقيقاً مي خواهند چهارچوب و اصول صداي آنها را تقليد كنند و هيچگونه ابتكاري از خود ندارند و به نظر من پيشرفتي دراين زمينه صورت نگرفته است، اما موسيقي پاپ نسبت به گذشته طرفداران زيادي پيدا كرده است، مثلا در يك كنسرت پاپ سالن مملو از جمعيت است كه قابل قياس با جمعيت حاضر در سالن هاي موسيقي سنتي نيست و دليل آن هم اين است كه موسيقي پاپ خاص جوانان است و قشر اكثريت هم جوانان هستند كه موسيقي پرتحركي را مي خواهند كه در آنها ايجاد هيجان كند و اين خاصيت در موسيقي پاپ نهفته است و نه تنها در ايران بلكه در تمام دنيا موسيقي پاپ وجود دارد و چيزي نيست كه بگوئيم به موسيقي سنتي لطمه زده، چون اين هم يك سبك موسيقي در قالب امروزي و جوان پسند است و قطعاً اينچنين موسيقي مورد توجه و علاقه افراد ۴۰ يا ۵۰ ساله نيست و حتي علاقه اي هم به شنيدن آن ندارند.» ( روزنامه كيهان ۴ بهمن ۱۳۸۳). نوشته زير نگاهي دارد به زندگي و آثار اين آهنگساز و نوازنده صاحب نام كه از نظر شما گراميان مي گذرد


از زماني كه استاد ابوالحسن صبا، با شيوه و مكتب خاصي كه در نوازندگي ويولن از خود به جاي گذاشت، جايگاه اين ساز غربي را در موسيقي ملي ايران تثبيت كرد، تاكنون، نسلي از خلاق ترين و مستعدترين موسيقيدانان ايران با تأثير پذيري بيش و كم از شيوه آن هنرمند، نواختن اين ساز را پيشه خود ساخته و آثار جاودانه اي از خود به جاي نهادند كه هرگونه تلاش در جهت نفي ارزش و اعتبار آن آثار در موسيقي ايران،  اثبات ناداني خويش است.
بزرگمرداني همچون علي تجويدي، مهدي خالدي، حبيب الله بديعي، همايون خرم، پرويز ياحقي و اسدالله ملك و در سطوح ديگر هم هنرمنداني نظير مجيد وفادار، عباس شاپوري، جواد و بزرگ لشگري، محمود تاجبخش، شاپور نياكان و ديگران حضور داشته اند كه نام آنها همواره زينت بخش صفحات تاريخ موسيقي معاصر ايران خواهد بود.
باري، در طول اين سالها ، هنرمندان ديگري كه غالباً  دست پرورده مستقيم و يا تأثير پذيرفته غيرمستقيم از استادان نسل پيش بودند، با شور و اشتياق مشعل كم فروغ نوازندگي اين ساز بي جهت طرد شده را همچنان روشن نگاه داشتند؛ گو اين كه چند تن از اين افراد در سالهاي قبل از انقلاب هم به سازندگي و نوازندگي مشغول بودند و در كار خود به تبحر و شهرتي هم دست يافته بودند.
از جمله مشهورترين اين هنرمندان مي توان به نامهايي چون: سياوش زندگاني، لقمان ادهمي، شاملو كاربند، محمدرضا اتابكي، جهانشاه برومند و مجتبي ميرزاده اشاره كرد كه هريك براي زنده نگاه داشتن ويولن، راهي جداگانه را پيمودند.
در اين سالها؛ كاربند و اتابكي غالب توان خود را صرف آموزش و تدريس و تربيت هنرجو نمودند و جهانشاه برومند اجراهايي جديد از آهنگهاي ويولن نوازان نسل اول را در قالب چند نوار كاست به بازار عرضه كرد.
در اين ميان مجتبي ميرزاده هنرمند كم نظيري بوده كه بيش از ۳۵ سال از عمر كوتاه خود را به كار در زمينه هاي مختلف و گاه متناقض موسيقي اختصاص داد. با آن كه ميرزاده هيچ گاه به شهرتي كه شايسته آن بود دست نيافت- و اساساً در پي دستيابي به چنين شهرتي هم نبود- دامنه فعاليتش به قدري گسترده است كه در هر گوشه اي از موسيقي ۳۵ سال اخير مي توان نشاني از او به دست آورد. از تكنوازي ويولن و كمانچه و سه تار گرفته تا همكاري با اركسترهاي مختلف و ساخت موسيقي متن فيلم و آهنگسازي و تنظيم در موسيقي كردي و فعاليت گسترده در زمينه پاپ و ... اينها همه تنها بخشي از قابليتهاي نهفته ميرزاده را در خود دارند و سخن گفتن در مورد هريك از وادي هايي كه وي در آنها گام نهاده، فرصت جداگانه اي مي طلبد و از حوصله خارج است.
مجتبي ميرزاده در سال ۱۳۲۴ در شهر كرمانشاه و در محيطي قدم به عرصه وجود نهاد كه براي رشد و پرورش استعدادهاي دروني او كمترين حد از شرايط مطلوب را هم در اختيار او قرار نمي داد. با اين حال او از همان اوان كودكي به مدد همين استعدادهاي دروني و تلاش خستگي ناپذير خود به فراگيري موسيقي پرداخت و در اين راه از هيچ كوششي فروگذار نكرد. او را بايستي به عنوان نمونه تمام و كمال يك هنرمند خودساخته و استادنديده دانست، چرا كه در تمام طول دوره يادگيري خويش نزد هيچ استادي به شاگردي ننشست و دانش و مهارت گسترده اي را كه بعدها در شاخه هاي مختلف موسيقي به دست آورد (كه از ساده ترين درسهاي نوازندگي و نت خواني تا پيچيده ترين تكنيك هاي آهنگسازي و اركستراسيون را در برمي گرفت) تنها مديون ذوق سرشار و تلاش عاشقانه خويش بود.
هنگامي كه در سال ۱۳۵۰ براي نخستين بار از سوي «نصرت الله كريمي» براي ساخت موسيقي متن فيلم «درشكه چي» انتخاب شد، هيچ گونه سررشته اي از اصول اركستراسيون و هماهنگي نداشت؛ با اين حال دعوت او را پذيرفت و به ياري جديت و پشتكار مثال زدني كه در خود سراغ داشت، دست به كار شد. او خود در اين باره مي گويد: 
«پيش از موسيقي فيلم درشكه چي هرگز قطعه مستقلي براي اركستر ننوشته بودم. حتي اسم سيم هاي كنترباس را نمي دانستم. مهمتر از همه اين كه، از شخصيت  سازها بي اطلاع بودم و نمي دانستم كه، چه سازي در چه مقامي به كار گرفته مي شود، لذا مدت يك ماه مهلت گرفتم و همه اين اصول و قوانين را از طريق پرس وجو از اشخاص وارد آموختم. در آن يك ماه به قدري در تكميل اطلاعات كوشش كردم كه ديگر تقريباً  مي توانستم قطعه هاي مستقلي براي اركستر بنويسم. مشكل اصلي اما، اين بود كه براي فيلم چه كار مي توانستم بكنم؟ در اين مورد نه جايي چيزي خوانده و نه از كسي چيزي شنيده بودم. كليه قوانين را خودم خلق كردم. مثلاً ، بر اساس اين كه مي دانستم هر سازي يك رنگ مخصوص به خود دارد، قطعه را اركستراسيون مي كردم، بدين ترتيب براي خود باني بودم. يك شروع كننده «بدون هيچ آموزش و يا نقطه حركتي.» (۱)
در هر حال ميرزاده موسيقي متن اين فيلم را بر اساس ترانه اي مشهور ،كه با وارياسيون هاي مختلفي براي اركستر تنظيم شده بود، تهيه كرد و از آن به بعد رسماً  قدم در جرگه سازندگان موسيقي فيلم گذاشت و بعدها كه براي بيش از ۴۵ فيلم آهنگ نوشت، موقعيت خود را بيش از پيش به عنوان يك آهنگساز تمام عيار تثبيت كرد.
زنده ياد مجتبي ميرزاده موسيقيداني بود كه برخلاف بسياري از همكاران و هم نسلانش كه با نگاهي تعصب گرا تنها گونه خاصي از موسيقي را درخور اعتنا مي دانند، دايره فعاليتهاي خود را هرگز با جانبداري از يك نوع موسيقي محدود نمي كرد. وي در سالهاي دهه پنجاه دربسياري از موارد به عنوان نوازنده و تنظيم كننده در كنارموسيقي گران پاپ قرار گرفت. در نوازندگي هم اگرچه به دليل فروتني و گوشه گيري ذاتي كه داشت، هرگز ادعايي نكرد، اما به راستي صاحب سبكي شخصي و منحصر به فرد بود كه آميخته اي از شيريني و ملاحت را با تكنيكي قوي و استخواندار به گوش مي رساند. نرمي آرشه و قدرت  فوق العاده اي كه در نواختن «تكيه ها» و «تريل هايي» با حداكثر سرعت از خود به نمايش مي گذاشت، تنها از سوي افرادي كه از نزديك با نوازندگي ويولن اين ساز سركش و چموش آشنايي دارند، قابل درك است. نمونه اي از مهارت و چابكي پنجه او را در تكنوازي كه در آلبوم «نون و دلقك» اجرا كرده است، مي  توان شنيد.
اجرا، تنظيم و بازسازي نغمه هاي قديمي موسيقي كردي، چشم انداز ديگري از دامنه تلاشهاي ميرزاده را به روي ما مي گشايد. خوانندگان كردزباني همچون: حسن زيرك، مظهر خالقي، هاشم ربيعي و ديگران بي گمان بخشي از شهرت خود را مرهون سالهاي همكاري با ميرزاده هستند و امروزه كمتر اثري از اين افراد در دست است كه ميرزاده نقش موثري در اجراي آن ايفا نكرده باشد.
در سالهاي بعد از انقلاب ميرزاده در اكثر كارهايي كه با اركستر بزرگ اجرا شده، به عنوان نوازنده ويولن اول و يا كمانچه حضور داشته است. مثلاً  تكنوازي كمانچه اي كه در نوار گلبانگ به آهنگسازي حسن يوسف زماني و خوانندگي محمدرضا شجريان از او به يادگار مانده است و يا همراهي آواز عليرضا افتخاري در آلبوم «راز گل» كه در دستگاه نوا و باز هم با كمانچه اين هنرمند ضبط شده و وي مسئوليت تنظيم اين مجموعه را هم به عهده داشته و تصنيف زيباي «با ما منشين» هم كه از ساخته هاي اوست در همين اثر اجرا شده و اينها تنها چند نمونه از آثار بي شمار نواخته ها و تنظيمات اوست.
يكي ديگر از نمونه هاي كم نظير از تنظيمات استادانه اين هنرمند كه از سالهاي اخير در دست است، بازسازي چند تصنيف قديمي از ساخته هاي هنرمند فقيد استاد «حبيب الله بديعي» است كه در مجموعه اي به نام «به ياد آن گذشته» با صداي «همايون كاظمي» به بازار عرضه شده است. در اين آلبوم هم مي توان به قدرت اعجاب انگيز و سليقه زيبايي شناسانه اين هنرمند مكتب نديده و خلوت نشين در تنظيم آهنگ براي اركستر بزرگ پي برد و هم مي توان بارقه هايي از هنر تكنوازي او را از قطعات كوتاهي كه در لابه لاي اركستر با ويولن، كمانچه و سه تار نواخته است، شنيد.
جداي از همه اينها، ميرزاده تعليم و تربيت هنر جويان جوان را اگرچه به شكلي پراكنده، اما هيچ گاه فراموش نكرده و تا همين اواخر علاقه منداني را در منزل خويش به شاگردي مي پذيرفت و از گنجينه دانش و هنر خويش بهره مند مي ساخت.
در مجموع مجتبي ميرزاده را مي توان به عنوان نابغه اي خاموش و يكي از آخرين پرچمداران ويولن نوازي به شيوه ايراني دانست كه توانايي و حال و هواي هنرمندان نسل پيش و دانش و انديشه هنرمندان نسل حاضر را به شكل توأمان دارا بود.
در طي اين سالها ويولن نوازان برجسته اي يكي پس از ديگري از ميان ما رفتند. نخست خالدي و بديعي و بعد اسدالله ملك و سياوش زندگاني و اكنون هم مجتبي ميرزاده. با گراميداشت ياد آن بزرگان و اداي احترام به هنرمنداني كه همچنان سايه شان بر سر هنر اين سرزمين است، در انتظار روزي خواهيم بود كه نواي شورآفرين اين ساز، توسط نسلي نو از جواناني كه امروز در كنج خلوت خود به هنرآموزي مشغولند، دوباره طنين انداز شود.
--------------------
۱- زاهدي. تورج؛ موسيقي فيلم؛ ص ۱۸۹.



منبع : همشهري

 
خبرهاي مرتبط :
تمامي حقوق متعلق به سايت هنر و موسيقي مي باشد،
انتشار اخبار و مقالات با ذكر منبع بلامانع است.
طراحي، توسعه و ميزباني توسط خانه چاپ و طرح
info@artmusic.ir