اولین رسانه خبری، تحلیلی، آموزشی موسیقی در ایران  پنج شنبه? يازدهم شهريور 1389 
تماس با ما | درباره ما | جستجو : []  
  اخبار كلاسيك
  گزارشها
  مقالات و نوشته ها
  مصاحبه ها
  سايتهاي موسيقي
  موسيقي دانان ايران
  موسيقي دانان جهان


شنبه 19 فروردين 1385
نسخه چاپ - ارسال براي دوستان

رضا والى، آهنگساز و موسيقيدان
- متولد ۱۳۳۱ قزوين
- فارغ التحصيل كنسرواتوار تهران (هنرستان عالى موسيقى)
- عزيمت به اتريش و تحصيل در آكادمى موسيقى و هنرهاى نمايشى وين
- اخذ مدرك آكادمى وين در رشته آهنگسازى و آموزش موسيقى
- عزيمت به آمريكا و تحصيل دررشته تئورى موسيقى
- اخذ مدرك دكتراى آهنگسازى و تئورى موسيقى از دانشگاه پيتسبورگ ۱۹۸۵
- تدريس آهنگسازى و تئورى موسيقى در دانشگاه كارنگى ملون از ۱۹۸۷
- دريافت نشان «افتخار» از وزارت دانش و هنر اتريش
- دريافت عنوان «هنرمند موفق مهاجر» از شوراى هنرى شهر پيتسبورگ
- آثار وى توسط اركسترهاى مهمى چون فيلارمونيك، پنسيلوانيا، سمفونيك اسلواكى، سمفونيك شيلى، كوارتت كرونوس، اركستر مدرن بوستون و... به اجرا درآمده اند.
- از او دو CD با عناوين فولكلور ايرانى و كنسرتو براى فلوت و اركستر منتشر شده است.
- برخى از آثار او عبارتند از:
شانزده مجموعه براى آوازهاى محلى ايران (آواز محلى ايران براى پيانو و آواز، آواز و اركستر، آواز وكر، گروههاى مجلسى بى كلام و ...)، كنسرتو براى فلوت و اركستر، موومان براى كوارتت و اركستر زهى، ديلمان، كنسرتو فلوت، song from flute in orbit و ...


سال ۱۲۳۵ بود كه اولين دسته موزيك نظام به نام «دسته موزيك سلطنتى» توسط دو افسر ارتش فرانسه به نام هاى بوسكه و رويون تشكيل شد و عملاً نقطه آغازين حضور موسيقى غربى در ايران را رقم زد.
دسته موزيك سلطنتى كه جاى نقاره خانه ها اجراى موسيقى نظامى را برعهده داشت، سرآغاز جريانى بود كه همه زواياى موسيقى در ايران را متأثر از خويش كرد. سال ۱۲۴۸ با ورود موسيو لومر به ايران و تجديد سازمان دسته موزيك نظام، مدرسه موزيك نظام در ايران تأسيس و عملاً اولين مدرسه موسيقى در ايران به رسميت شناخته شد. فارغ التحصيلان همين مدرسه بودند كه بعدها براى اولين بار اركستر مخصوص اجراى آثار موسيقى كلاسيك غرب را در تشريفات دربار با سرپرستى موسيو لومر برعهده گرفتند و واسطه آشنايى نزديكتر ايرانيان با فرهنگ موسيقى غربى شدند.
سال ۱۲۸۹ اركستر زهى سلطنتى توسط سالا معرز دوباره سروسامان گرفت.
سيزده سال بعد يعنى در زمستان ۱۳۰۲ آگهى تشكيل يك مدرسه نه چندان دولتى در روزنامه ها به چاپ رسيد، اين مدرسه كه توسط علينقى خان وزيرى با عنوان «مدرسه موسيقى» تشكيل شد، با صد دانش آموز آغاز به كار كرد كه البته در مدت كوتاهى بيش از بيست نفر از آنان باقى نماندند. همان شاگردانى كه مكتب وزيرى را دنبال كردند و بانى مهمترين تحولات موسيقى در ايران در قرن اخير شدند.
گرچه بعد از كناره گيرى وزير از مدرسه عالى موسيقى، نگرش به موسيقى ملى تغيير يافت و سازهاى ايرانى جاى خود را به سازهاى غربى دادند، اما نگرش حاكم بر شاگردان وزيرى، فضاى آموزش موسيقى در ايران را آنچنان متأثر ساخت كه كمتر موسيقيدانى بعد از آن را مى توان سراغ گرفت كه گرچه موسيقى غربى و آهنگسازى غربى را آموخته اما آثارى برگرفته از موسيقى ايرانى چه موسيقى اقوام و چه موسيقى رديف دستگاهى آرانژمان نكرده باشد.
همه اين مقدمه چينى ها براى معرفى يكى از دانش آموختگان هنرستان عالى موسيقى و از آهنگسازان بنام ايرانى در عصر حاضر است.
رضا والى گرچه نام آشنايى در ميان مخاطبان موسيقى در ايران نيست و شايد اهالى موسيقى در ايران نيز با نام و نشان او كمتر آشنا باشند، اما به حق يكى از شاخص ترين آهنگسازان ايرانى دور از وطن است كه با همه دورى ها، بينش و منش ايرانى اش را چه در رواياتى كه از زندگى اش شنيده ايم و چه در نشانه هايى كه در آثار متعددش مى يابيم با همان خصلت هاى اصيل آشنا، حفظ كرده است.
رضا والى متولد ۱۳۳۱ قزوين است. در كودكى به تهران مى آيد و در نوجوانى جذب هنرستان عالى موسيقى وقت مى شود و در بهترين دوران آموزش موسيقى كلاسيك در كنسرواتوار تهران يادگيرى سازهاى بادى ترومپت و ترومبون را احتمالاً نزد نوازندگان غيرايرانى و يا نزد غلامحسين غريب كه چهره شاخص آموزش سازهاى بادى و رئيس كنسرواتوار وقت بوده است، فرامى گيرد. انتخاب اين سازها گرچه رضا والى را از جرگه موسيقى ايرانى دور مى كند اما امكان مساعدى براى ادامه تحصيل موسيقى در خارج از ايران را برايش فراهم مى آورد؛ چرا كه ادامه تحصيل در رشته موسيقى در خارج از ايران مستلزم دانش تخصصى يك ساز غربى بوده و اين قاعده هنوز نيز پابرجاست. اين چنين است كه اكثر قريب به اتفاق موسيقيدانان ايرانى كه آشنايى با سازهاى غربى ندارند و تمايل به ادامه تحصيل در خارج ايران مى يابند، ناچارند تنها و تنها در رشته موسيقى شناسى ادامه تحصيل دهند و عملا ً از ادامه تحصيلات آكادميك موسيقى در حوزه هاى وسيع و متنوع اين هنر بازمى مانند. اما رضا والى واجد همه شرايط براى ادامه تحصيل بود و وين مى توانست بهترين مقصد براى هر هنرجوى نوجوى موسيقى باشد كه بخواهد در جهان بى انتهاى موسيقى امروز غور و تفحصى كند.
رضا والى به اتريش عزيمت مى كند و درآكادمى موسيقى و هنرهاى نمايشى وين دررشته آهنگسازى و آموزش موسيقى ادامه تحصيل مى دهد.
در جشن فارغ التحصيلى رضا والى به چند جوان خوشفكر و با استعداد موسيقى از سوى وزارت دانش و هنر اتريش كه آكادمى موسيقى و هنرهاى نمايشى وين را سرپرستى مى كند، نشان افتخار داده مى شود. يكى از اين جوانان با استعداد رضا والى است. اما رضا والى پس از چندى اقامت در اتريش؛ براى زندگى طولانى ترى در آمريكا آنجا را ترك مى گويد و به ايالت پيتسبورگ عزيمت مى كند.
در همين سالهاست كه رضا والى تجربه اى وسيع و در عين حال نه چندان نو و بديع را در كمپوزيسيون و آهنگسازى ايرانى آغاز مى كند و آن استفاده از نغمه هاى محلى براى خلق آثار تازه در حوزه موسيقى contemprary است. قبل از والى آهنگسازان نسل اول ايرانى اين مسير را رفته و تجربيات وسيعى در اين حوزه به دست آورده بودند. پرويز محمود، حسين ناصى، مرتضى حنانه، مليك اصلانيان، ثمين باغچه بان، هوشنگ استوار، هرمز فرهت، محمدتقى مسعوديه و ... از جمله آهنگسازان نسل قبل از والى بودند، كه از آن ميان باغچه بان، استوار و فرهت هنوز در قيد حيات هستند


رضا والى نيز البته از مسيرى ديگر اين تجربيات را دنبال مى كند و اواخر دهه پنجاه نخستين اثر از مجموعه آوازهاى ايرانى را با نام «چهار آواز محلى ايران» براى پيانو و آواز مى نويسد. تجربه خوشايند اين آرانژمان، يك سير پيوسته و آهسته را در آثار آهنگسازى رضا والى به وجود آورده است. سيرى كه به خلق بيش از پانزده مجموعه از آوازهاى ايرانى براى آنسامبل غربى منجر مى شود. مجموعه هايى برگرفته از آواها و نغمه ها و بخصوص فرم آوازى در موسيقى اقوام ايرانى و براساس كمپوزيسيونى غربى. اين رويكرد، والى را ملزم به بازشنوى و گردآورى موسيقى اقوام ايرانى مى كند و گرچه آشنايى او با موسيقى اقوام هرگز از محدوده آثار رسمى انتشاريافته و يا ضبط هاى پراكنده موسيقى نواحى ايران فراتر نمى رود. اما در همين محدوده نيز گويا مجموعه قابل توجهى را فراهم آورده است. تفاوت نسل رضا والى با نسل قبل از خويش در برخورد با موسيقى اقوام ايرانى شايد در اين طرز نگرش و نحوه بهره مندى از متريال سونور بومى باشد. نگرشى كه در پى حفظ و ثبت گنجينه فرهنگ شفاهى اقوام ايرانى و نغمه هاى بومى كهن نيز هست و انديشه  اى كه صرفاً آثار جمع آورى شده توسط ديگران را دستمايه خلق آثار شخصى مى كند. با اين حال آن دسته از آثار رضا والى كه از جوهره موسيقى اقوام ايرانى برخوردار بوده، سهم بسزايى در كنجكاوى مخاطبان موسيقى در اروپا و آمريكا درباره موسيقى ايران زمين داشته و حامل پيام عميقى از بطن فرهنگ ايرانى براى مخاطبانش در سالن هاى معتبر موسيقى اروپا و آمريكا بوده است. آثار والى همچنين نظر بسيارى از منتقدان اروپايى و آمريكايى را به خود جلب كرده تا آنجا كه ديويد استوك كه خود آهنگسازى نام آشناست درباره والى نوشته است: «والى آهنگساز موفقى است كه موسيقى باروك را به خوبى درك كرده و توانسته آن را با موسيقى بومى و نيز كلاسيك غربى به شكل غيرقابل باورى تركيب كند. مهمترين ويژگى آثار والى اصالت آثار اوست.» همچنين نويسنده نشريه لس آنجلس تايمز نيز وصف ويژه اى درباره سبك رضا والى داشته و آن را استوار و غيرقابل كنترل دانسته است.
آثار رضا والى چه آنها كه براى اركستر بزرگ نگاشته و چه آنها كه در قالب كوارتت زهى، پيانو و آواز و اركستر مجلسى است، جملگى دلالت بر نگاه جست وجوگر او در ارزش هاى نهفته در هنر ايرانى و اساساً تمايل او به احيا با ذات و اصالت هنرهاى كهن در قالب هنر امروزين دارد.
گفتيم كه والى پس از اتمام تحصيلات موسيقى در وين براى ادامه تحصيلات موسيقى اش به پيتسبورگ رفت. او در دانشگاه پيتسبورگ تحصيل در آهنگسازى و تئورى موسيقى را ادامه داد و در نهايت موفق به اخذ درجه دكتراى آهنگسازى از اين دانشگاه شد. والى از حدود دو دهه پيش نيز به تدريس آهنگسازى در دانشكده موسيقى كارنگى ملون پرداخته است. آثار رضا والى در اين سالها توسط اركسترهايى معتبر در كشورهاى مختلف جهان همچون فيلارمونيك پنسيلوانيا، اركستر سمفونيك شيلى، اركستر سمفونيك راديو اسلواكى، گروه مجلسى سياتل، كوارتت كرونوس، اركستر مدرن بوستون و ... به اجرا درآمده و دو اثر از او نيز توسط دو كمپانى «نيو آلبيون» و «ناكسس» انتشار يافته است. دغدغه كمپوزيسيون و آرانژمان براساس تم ها و ملودى - مدل ها و فرم هاى موسيقى ايرانى از يك سو و انگيزه هاى جست وجو در موسيقى اى كه آن را در گفت وگويى ناقص و مختصر، از پيچيده ترين و كاملترين موسيقى هاى جهان ناميده بود؛ يعنى موسيقى دستگاهى ايران، سبب شده است تا رضا والى در روزهاى فراغت از دانشگاه و در شب هاى همنشينى و ديدار آشنايان ايرانى، ارتباط عميق ترى با داريوش ثقفى نوازنده توانمند سنتور برقرار كند. ثقفى از شاگردان مستقيم ابوالحسن خان بوده و سالهاست كه در شهر پيتسبورگ يعنى محل سكونت فعلى رضا والى ساكن است. والى ظرايف و دقايق و ويژگى هاى ساختارى و محتوايى اين موسيقى را از او مى آموزد و با آموزه هاى خويش از موسيقى غربى آثارى بديع و تازه مى آفريند.
آثارى كه او را تا دريافت نشان «هنرمند موفق مهاجر» از شوراى هنرى شهر پيتسبورگ اعتبار بخشيده است.
براى او در هر جاى جهان كه باشد، آرزوى موفقيت و سلامت داريم.



منبع : ايران

 
خبرهاي مرتبط :
تمامي حقوق متعلق به سايت هنر و موسيقي مي باشد،
انتشار اخبار و مقالات با ذكر منبع بلامانع است.
طراحي، توسعه و ميزباني توسط خانه چاپ و طرح
info@artmusic.ir