اولین رسانه خبری، تحلیلی، آموزشی موسیقی در ایران  سه شنبه? بيستم بهمن 1388 
تماس با ما | درباره ما | جستجو : []  
  اخبار موسيقي
  گزارشها
  مقالات و نوشته ها
  مصاحبه ها
  سايتهاي موسيقي
  موسيقي دانان ايراني
  موسيقي دانان جهان
  جشنواره ها


يكشنبه 05 شهريور 1385
نسخه چاپ - ارسال براي دوستان

حدود 8 ماه از زمان برگزاري فستيوال موسيقي موسوم به فجر در سال 84 مي گذرد. كافي است نگاهي به فعاليتهاي انجام شده در عرصه موسيقي در 240 روز گذشته انداخته تا خيلي ساده و بدون فشار آوردن به سلولهاي خاكستري مغز به اين نتيجه برسيم كه موسيقي ما تعطيل بوده است .


وقوع چنين امري و حاكم شدن چنين فضاي سردي را خيلي ها از يكسال پيش پيش بيني مي كردند كه اين پيش بيني درست هم بود . اين چند كنسرتي هم كه با هزار اما و اگر و گذر از هفت خوان ارشاد برگزار شد و معدود آثاري هم كه مجوز انتشار گرفتند تنها براي خالي نبودن عريضه بود و چه بسا آثاري تني از چند از هنرمندان بنام موسيقي سالها است در وزارت ارشاد خاك مي خورد و به دست فراموشي شده است . بايد خيلي راحت  بگويم كه "موسيقي" ما بطور غير رسمي تعطيل شده است .


گروه "دستان" و گروه "خورشيد" پس هزار اما و اگر و دردسر فراوان توانستند در سال جديد اظهار وجود كنند تا شايد كمي يخ موسيقي را آب كنند ولي نشد . گروه آبيدر هم كه يك سالي است فعاليت خود را آغاز كرده به ديار اكراد رفت و بازگشت . جشنواره گل ياس هم امسال برگزار نشد ( لااقل هنوز از آن خبري نيست ) تا سريال نا كامي هاي بانوان فعال در عرصه موسيقي همچنان ادامه داشته باشد .


اين بيلان كاري براي دوره زماني 240 روز گذشته نه تنها بد است بلكه بايد باعث شرمندگي و سر افكندگي متوليان فرهنگي – هنري باشد كه خود نيز بطور غير تلويحي به آن واقف هستند ( به سخنان دو روز قبل وزير ارشاد جمهوري اسلامي توجه كنيد ) .


ركود در عرصه موسيقي كشور يك مسئله است و دلايل اين ركود و آشفتگي مسئله اي ديگر و البته مهم كه تقريبا آگاه هستيد .سياستهاي غير همسو با اعتلاي موسيقي تا مديريت سر تا پا اشتباه در وزارت فرهنگ و ارشاد و مركز موسيقي ، همه و همه بسان ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همه و همه دست به دست هم داده اند تا اوضاع اينگونه شود كه مي بينيد .


اما اين كل داستان نيست . مقصر تنها متولي نيست بلكه خود هنرمندان موسيقي هم مقصر هستند . اين خود موسيقيدانان ، خبرنگاران و روزنامه نگاران  عرصه موسيقي بودند كه با سكوت خود چنين اجازه اي را صادر كرده و مي كنند .


نمونه بارز آن خانه موسيقي و سياستهاي اين نهاد به اصطلاح غير دولتي است . اين نهاد گر چه بر روي كاغذ يك نهاد غير دولتي ( NGO ) است و لي در عمل دست تمام نهادهاي دولتي فعال در عرصه فرهنگ و هنر را از پشت بسته است . اين خانه بارها و بارها با اعمال سياستهاي غير همسو با منافع جمع و موسيقي كشور و تنها براي منافع شخصي اش و جهت گيري هايش كاري كرده و مي كند كه اكثريت قريب به اتفاق موسيقيدانان مملكت نمي توانند به اين خانه بسان يك مامن و پناهگاه بنگرند . اين خانه ! به دفعات در برابر سياستهاي اعمال شده از سوي نهاد هاي دولتي در عرصه موسيقي سكوت كرده و مي كند تا مبادا موقعيت خود را تضعيف شده ببيند . دست اندكاران عرصه موسيقي نمي دانند و نمي بينند ( بخوانيد نمي خواهند بدانند و نمي خواهند ببينند ) كه در ميان ما موسيقيداني هم وجود دارد كه چهار سال يكبار هم به آثارش مجوز انتشار نمي دهند و او را چنان كرده اند كه مجبور شد عطاي كار را به لقايش ببخشد و براي امرار معاش دست به هر كاري بزند .


دست اندركاران خانه موسيقي امثال اين هنرمند را نمي بينند و صداي دردش را نمي شنوند ( بخوانيد نمي خواهند بشنوند ) ولي صداي گلوله و آه مظلومان آن سوي مرزها را به خوبي مي شنوند .


يك نهاد هنري همچون خانه موسيقي كه وظيفه اصلي اش فعاليت در راستاي موسيقي و تلاش در راه بهبود آن است نمي تواند سنخيتي با مسائل حقوق بشري ، سياسي و در كل مسائل غير هنري باشد ولي اگر قصد دارد وجهه نوع دوستي و صلح دوستي خود را نيز نشان دهد ابتدا نگاهي به اطراف مي اندازد و سپس جاي دور دست . اين حس نيكو بايد در درون همه وجود داشته باشد ولي بايد دانست در كجا ، براي كه و چگونه آنرا ابراز كرد . اگر در پي دفاع از ملل مظلوم و درد كشده هستيد و مي خواهيد وارد اين وادي شويد ( براي موسيقي كه كاري نكرديد ) بايد نيك بدانيد كه از همه درد كشده تر هم خون و هموطنان هستند . قصد ورود به مسائل سياسي را ندارم چون عرصه پاك و مقدس هنر جاي سياست بازي نيست . تنها مي خواهم به شما بگويم كه يا وارد اين عرصه نشويد و اگر شديد هموطن را اول دريابيد و بعد دیگری را .


موسيقي ما جاي بحث فراوان دارد و جاي كار و تلاش براي اعتلايش فراوان ولي شگفتا كه مديريت فرهنگي – هنري ما و جمعي از موسيقيدانان ما هر دو به بيراهه مي روند . ذكر همه مصيبت ها و ارائه راه حل براي آن در اين نوشتار كوتاه نمي گنجد هر چند كه همين نوشته كوتاه را مي خواهم مقدمه اي قرار دهم تا تفاوت مديريت هنري در ايران را به كشورهاي پيشرفته نشان دهد تا آنهايي كه وظيفه خود را تنها صدور مجوز مي دانند ( كه نمي دانند ) ، بدانند كه مديريت آن هم در عرصه هنر و موسيقي با دلالي تفاوتي از زمين تا مریخ دارد . آن وقت است كه ديگر وزير فرهنگ و ارشاد نمي گويد كه اظهار نظر در عرصه فرهنگي نياز به تخصص چنداني ندارد .


نبايد دست روي دست گذاشت و نظاره گر بود تا موسيقي ما همچنان در جاده پسرفت گام بردارد . اگر دولت و متوليان فرهنگي و در كنار آنها خانه موسيقي نمي توانند يا نمي خواهند كه در اين راه مفيد واقع شوند ، هستند دلسوزاني كه براي بهبود اوضاع پيش قدم شوند و به گونه اي شايسته از موسيقي ايران و حقوق هنرمندان اين عرصه تمام و كمال دفاع كنند .


تشكيل سنديكاي موسيقيدانان كشور متشكل از موسيقيدانان برجسته ، متعهد و كاردان و كساني كه تنها هدفشان رونق و اعتلاي موسيقي و نه دلالي و كسب منافع شخصي است ، مي تواند اولين و مهمترين قدم باشد زيرا كه اين خانه ( خانه موسيقي ) از روز اول سقف نداشت .


 


 


 





منبع : سايت هنر و موسيقي

 
خبرهاي مرتبط :
تمامي حقوق متعلق به سايت هنر و موسيقي مي باشد،
انتشار اخبار و مقالات با ذكر منبع بلامانع است.
طراحي، توسعه و ميزباني توسط خانه چاپ و طرح
info@artmusic.ir