برای من که آرشیو موسیقی ایرانی را از سال ها پیش از اینکه شروع به ساز زدن بکنم جمع میکنم اخبار مراحل مختلف انتشار مجموعه اي با نام " اشک بهار " با آهنگسازي "امين سالمي " آنچنان جذابیتی نداشت چون من نزدیک به 20 سال در زمینه موسیقی سنتی به شکل غیر حرفه ای و فقط برای دل و از روی علاقه شخصی فعالیت میکنم و شغل اصلی و مدرکم هنری نیست و بیش از 40 سال از سنم می گذرد خواندن مقالات امین سالمی در مورد موسیقی ملی در سایت هنر و موسیقی چندان جذاب نبود و درک و تصور این نوع از موسیقی که معرفی میکرد برایم مشکل بود بخصوص که مقالات را به شکل خیلی ناقص استفاده کرده و فقط به شکل تیتربه موضوعات اشاره می کرد به نقل از مقاله ی شماره 3 که نوشته بود" خلاصه ای از مجموعه نوشته های تجربی " اگر در مورد این مطالب می نوشت { تیترهای تئوری استفاده شده در آلبوم اشک بهار } بیشتر و بهتر بیانگر محتوای نوشته ها بود . بعد از خواندن مقاله ها احساس میکردم این موسیقی ، کلاسیک غربی است با این حال وقتی در نوار فروشی پوستر این آلبوم را دیدم نتوانستم از خریدش صرف نظر کنم و پس از شنیدن قطعات مجددا" مقالات را خواندم با وجود برخی اختلاف نظر ها که با امین سالمی و در رابطه با این مقالات و این نوع از موسیقی دارم لیکن در بسیاری از موارد آنچه که از این قالب بیان کرده بود را می توان در قطعات شنید و به یقین سالمی گفته های خود را به خوبی رعایت کرده است بخصوص مباحثی که در بخش اول مقاله در خصوص دستگاهی نبودن قطعات با وجود ایرانی بودن ملودی ها و در عین حال عدم رعایت قواعد موسیقی کلاسیک غربی با وجود استفاده از گام های غربی بیان کرده بود در قطعات - ایران ؛ ای آشنا ؛ راز نگاه - کاملا" مشهود است
امین سالمی را از نزدیک نمی شناسم ولی بواسطه یکی از نوازندگان ارکستر این مجموعه که مدرس یکی از دوستان من است متوجه شدم که امین سالمی به غیر از استادانی که نام برده ؛ 3 استاد موسیقی ارکسترال که ارکستراسیون و هارمونی از ایشان آموخته است را از بیوگرافی در آلبوم اشک بهار و سایت خود حذف کرده ( بر خلاف حمید خزاعی که نام تمام استادانش را ذکر کرده است) ایمیلی جهت پرسیدن دلیل این کار برای امین سالمی ارسال کردم و جوابی که به من داد این چنین بود
{{ دلیلی برای نامبردن از ایشان نبود استاد و معلم امین سالمی بودن برای هیچ کدام از آن بزرگواران افتخار نیست اما من افتخار میکنم که شاگرد تک تک آنان بودم ارادت و احترام من نسبت به این عزیزان ( چه آنان که اسمشان هست و چه آنان که نامی از ایشان نبرده ام ) بر کسی پوشیده نیست در اولین روزهای انتشار نیز شخصا" جهت کسب اجازه به دیدارشان رفتم ولی چون در تمام مراحل زندگیم به این اصل اعتقاد داشتم که : {{ از فضل پدر تو را چه حاصل !؟} نام استادانی را که بواسطه ی ارکسترال بودن این مجموعه ممکن بود انتظاراتی فراتر از توان فعلی من ایجاد کند با کسب اجازه از خود این عزیزان حذف کردم و نامهایی که هست نام اساتیدیست که هر کدام به نوعی در دوران زندگی موسیقایی من نقش تعیین کننده داشتند }}
حال این نوع تفکر درست است یا خیر واقعا" نمی دانم ولی نوشته ای از امین سالمی در متن جلد آلبوم که برایم بسیار خوشایند بود احترام به پیشکسوتان است ( که متاسفا نه برخی از جوانان فراموشش میکنند) و گاهی در نوشته های جوانان تازه وارد به عرصه موسیقی نه تنها رعایت نمی شود بلکه توهین هایی به پیشکسوتان نیز به چشم می خورد که درخور فرهنگ یک هنرمند ایرانی نیست اما سالمی با این نوشته کوتاه نشان داد که وظیفه احترام به پیشکسوت را فراموش نکرده است : (متن نوشته شده امین سالمی در جلد سی دی ) " با تقدیم احترام و کسب اجازه از محضر تمامی پیشکسوتان موسیقی ایران و استاد گرانقدرم ...."
همچنین در این بخش ذکر این مورد را ضروری می دانم که شیوه آهنگسازی و خوانندگی این مجموعه دارای تفاوتهای مشخصی با آثار منتشر شده در چند سال گذشته است و صدای حمید خزاعی این خواننده جوان نیز به خوبی با ارکستر همراه شده است وعلاقه ی سالمی به ساز نی و ترکیب صدای این ساز با عود در این قطعات کاملا" مشهود است .
4 شعر ایران - ای آشنا - سیاوش - راز نگاه از لحاظ مفهومی غنی و ادبی است و مشخصا" با سلیقه و هدف دار انتخاب شده است و آن چه که لایق یک ایرانی است در این چهار شعر موج می زند . تاریخ ایران / فرهنگ ایرانی / آرمان یک ایرانی و ....
البته قبل از خواندن این نوشته این مطلب را فراموش نکنیم که اشک بهار اولین مجموعه از آثار این دو جوان است و طبیعتا" معیار سنجش در چنین حالتی کمی با اساتیدی که آلبوم ارائه می کنند متفاوت است
وجود ارکستر زهی در تمام قطعات و به شکل کاملا" مشخص و عدم استفاده از " کرن " در کل قطعات؛ ایرانی بودن ملودیها را از بین نبرده است و نکته ای که برای من و به عنوان یک شنونده ی (تقریبا") حرفه ای موسیقی ایرانی خیلی جالب و خوشایند بود , نو بودن تمام ملودیها و عدم استفاده از ملودی دیگران در آهنگسازی این مجموعه و عدم تقلید از دیگر آهنگسازان بود و البته برای من و کسانی که اساتید سالمی را می شناسند شیوه ارکستراسیون این اساتید در بسیاری از قطعات دیده می شود ولی این تاثیر استاد است بر شاگرد ؛ نه برداشت شاگرد از قطعات استاد که متاسفانه به وضوح و به نظر من برداشتی بسیار ضعیف در آلبومی که سال گذشته توسط یکی از آهنگسازان جوان به شکل مشابه این آلبوم ارائه شده بود به چشم می خورد .
ارکستراسیون در این قطعات به ارکستراسیون ایرانی بیشتر نزدیک است تا به ارکستر کلاسیک غربی و به نظر من تجربه ی موفقی است برای به خدمت گرفتن ارکستر غربی به شکل ایرانی
استفاده از بک وکال ( خواننده 2) و صدای بم خواننده 1 در بسیاری از قسمتها به زیبایی قطعات افزوده است
قطعه بدون کلام ایران زیباست و گوش نواز و قطعه ایران ستایش وطن و و وطن دوستی که در بین ایرانیان سابقه ی تاریخی دارد و حتی حافظ نیز به این قضیه با بیت " به یاد یار و دیار آنچنان بگریم زار/ که از جهان ره و رسم سفر براندازم" اشاره کرده است و به واسطه بیت " حافظ چه گریان گفت درد غربت از یار ودیار ...." در شعر ایران این مجموعه اشاره شده است
پيام شعر ای آشنا ( جز عشق چیزی در این جهان جاودان نیست / چو هستی خوش باش / وقت را غنیمت بدان / .... ) است که ملودی زیبا و ارکستراسیون قطعه دوم به خوبی این پیام را القا میکند
همراهی زیبای ملودی قطعه سیاوش توان فضا سازی امین سالمی را نشان می دهد ولی قطعه به علت یکنواختی صدای خواننده کمی خسته کننده شده است و گاهی احساس می شود که خواننده تکرار های اضافی روی ابیات دارد ولی اگر با دقت بیشتر و صدای بالاتری به قطعه گوش دهیم ظاهرا تکرار ها دارای کر هستند ولی دینامیک صدایی همخوان ها پایین است و در نتیجه مجددا" صدای خواننده شنیده می شود دلیلش هم به نظر می رسد حذف یا تغییر و یا تفاوت دینامیک صدای سپرانو و آلتو در این قطعه است چون قطعه ی اول (تصنیف ایران یا به گفته خود سالمی در مقالاتش ترانه ایران ) دارای کر آلتو و سپرانو مشخص تری است.
در قطعه مقدمه راز نگاه از اصول فضا سازی ملودیک وتوانایی سازها و به خصوص ساز نی وکمانچه این دو ساز سنتی ایرانی برای القا نوعی اندوه درونی استفاده شده است و در تصنیف راز نگاه شعر دارای اندوه و نوعی سرزنش شخصی راوی است که به علت عدم دستیابی به اهداف انسانی و انسان دوستی بیان می شود . ریتم دف و تمبک شور و هیجانی بالا را ایجاد میکند اما شعر و ملودی آنچنان تحرکی را ندارند ولی ملودیها به زیبایی با شعر همراه شده است ؛ وجود خواننده ی 2 (آوا پازوکی ) در زیبایی این قطعه نقش به سزایی دارد.
تیراژه شبنم را نپسندیدم ولی ملودی 2 قطعه مقدمه و تصنیف صبحدم بی تو .. فراق و هجران را به خوبی بیانگر است و محزون ؛ آهنگساز شناخت خود از نی و سه تار و توانایی های ارکسترال این دو سازرا به خوبی در این دو قطعه نشان داده است.
....و حاصل اينکه به عنوان اولین آلبوم "اشک بهار" به یقین شناسنامه و سابقه ی موفقی را برای خواننده و آهنگساز ثبت خواهد کرد و باور اینکه این آلبوم اولین تجربه ی این دو جوان با شد را کمی مشکل می کند ولی با يد قبول کرد با وجود ايراداتی دراین آلبوم ؛ زحمات امين سالمی و حمید خزاعی در اولین مجموعه ی خود در خور توجه و اعتناست و به یقین قطعاتشان در آینده هرچه زیباتر و قطعا" با شرایطی که بر اولین مجموعه ایشان حاکم است حتی بدون ایراد خواهد شد.
منبع : سايت هنر و موسيقي