اولین رسانه خبری، تحلیلی، آموزشی موسیقی در ایران  جمعه? هشتم مرداد 1389 
تماس با ما | درباره ما | جستجو : []  
  اخبار سنتي و مقامي
  گزارشها
  مقالات و نوشته ها
  مصاحبه ها
  سايتهاي موسيقي
  موسيقيدانان ايران
  موسيقيدانان جهان


سه شنبه 28 آذر 1385
نسخه چاپ - ارسال براي دوستان

موسيقي کلاسيک ايراني داراي فواصلي است که ربع پرده ناميده  شده  است  البته براي اين فواصل  مُجَنّب  و بيش طنيني نام هاي  مناسب تري است ولی در موسيقي هاي ارکسترال که سازهاي غربي همچون زهي ها/بادي چوبي ها/ بادي برنجي ها (به ويژه) وجود دارد به سبب عدم توانايي دراجراي صحيح ؛ اين فواصل لاجرم حذف و قطعات موسيقي براساس گام تعديل شده (پرده و نيم پرده) نوشته و اجرا مي شوند.
 بر اين اساس استفاده از نام  دستگاه هاي موسيقي کلاسيک ايراني براي اين قطعات چندان صحيح به نظر نمي رسد  البته در برخي از نوشته ها  ماهور را معادل ماژور و بيات اصفهان را معادل مينور در نظر مي گيرند ولي دستگاه ماهور  يا  آواز بيات اصفهان صرفا" به دليل فواصل موجود در آن شناخته نمي شود و شايد يکي از کوچکترين عوامل اسم گذاري بر روي اين دستگاهها فواصل باشد تا جايي که اگر اين نظر را هم قبول کرده و بخواهيم مينور را معادل بيات اصفهان  و ماژور را ماهور بناميم فواصل موسيقي کلاسيک ايراني با گام تعديل شده داراي تفاوت هاي فاحشي است. http://persianclassicmusic.tripod.com
 بنا بر اين موسيقي ملي ايران در اکثر قطعات داراي اين فواصل نيست و براساس گامهاي تعديل شده نوشته و ارکستراسيون مي شود بعلاوه  در بخش هايي از قطعه از ملوديهاي موسيقي کلاسيک ايراني  که در رديف کلاسيک نيز وجود دارد به شکل تعديل شده مورد استفاده قرار مي گيرد اين مساله با مخالفتهاي برخي از استادان و کارشناسان صاحب نظر روبروست که اين موسيقي را در تقابل موسيقي کلاسيک ايراني  مي دانند در صورتي که اگر بخواهيم منصفانه با اين موضوع برخورد کنيم بحث  اين دو گروه موسيقي از هم جدا ست و نه تنها وجود هر کدام از اينان مانعي براي وجود ديگري نيست بلکه موسيقي ملي  زاده اي از موسيقي کلاسيک محسوب مي شود و تقريبا" در تمام ارکستر هاي ملي سازهاي کلاسيک ايراني کاملا" موثر و پررنگ موجوديت خود را نشان مي دهند و ملوديهاي بسيار زيبايي توسط آهنگسازان پيشکسوت اين نوع موسيقي در چند سال گذشته  با برداشت از موسيقي کلاسيک ايراني ساخته و اجرا شده است.
 با اين توضيح که در گذشته ی نه چندان دور توسط عده اي از آهنگسازان از فاصله مجنب در ارکستر ملي استفاده شد ولي تنها در حد يک تجربه باقي ماند و تقريبا" همه ی اين هنرمندان از ادامه و تکرار اين تجربه خودداري کردند.
 دليل اين مساله نيز واضح است حتي اگر تمام سازهاي ايراني موجود در ارکستر  و ارکستر زهي( ويولون و خانواده ي زهي آرشه اي ) اين فواصل بسيار ظريف را درست و همسان  اجرا کنند , از ارکستر سازهاي  بادي برنجي و بادي چوبي (به استثناء فلوت) بايد صرف نظر کرد؛ در برخي از فلوت ها  نيز سوراخ کوچکي روي کلاويه ها تعبيه شده است که فاصله اي  ثابت و يک چهارم پرده اي را اجرا مي کنند و به يقين اين فاصله , مجنب موسيقي کلاسيک ايراني نيست.  
 با اين توضيحات عدم استفاده از فواصل ذکر شده دليل بر رد موسيقي کلاسيک ايراني و زيبايها و ظرايف موجود در اين موسيقي به دليل وجود اين فواصل نيست و شايان ذکر است که اين فواصل در موسيقي کلاسيک ايراني قابليتهايي ايجاد مي کند که ارکستر ملي از اجراي آن ناتوان است ؛ هرچند کم نيستند هنرمنداني که از اين قالب براي آهنگسازي استفاده مي کنند ولي موسيقي ملي ايران( براساس گام تعديل شده) فعلا" رسما" به عنوان بافت وقالبی مدون و تعريف شده در جامعه ی موسيقي ايران ثبت نشده و هدف اين است که بتوانيم موسيقي کلاسيک ايراني اين ميراث ارزشمند هنري و شناسنامه ی موسيقايي کشورمان را به بهترين شکل حفظ کرده و قالب موسيقي ملي ايران را با نامي مناسب تر و بدون ايجاد تضاد در کنار موسيقي کلاسيک ايراني قرار دهيم . مجددا" از تمام دوستان هنرمند درخواست مي کنم در اين راه مرا همراهي و راهنمايي کنند .
1.فرم
 همانطور که مي دانيم در آهنگسازي موسيقي کلاسيک غربي فرمهاي تعريف شده مانند سونات / سوئيت / سمفوني / و... به شکل کاملا" تدوين شده وجود دارد در موسيقي کلاسيک ايراني نيز (اگر بتوانيم اين قالب ها را فرم بناميم) پيش درآمد / چهار مضراب / تصنيف / رنگ  به شکل  تعريف شده و مدون موجود است و در چند دهه گذشته نيز با رعايت همان اصول اوليه ؛ آهنگسازان و هنرمندان معاصر قطعات زيبايي را در اين قالبها ساخته و اجرا کرده اند . ليکن براي موسيقي ملي هيچگاه فرم خاصي وجود نداشته و هر آهنگساز بر اساس ذهنيت خود قطعات را هر آنچه که خواسته ناميده است
 
در قدم اول  به بررسي فرم هاي مورد استفاده در موسيقي کلاسيک ايراني پرداخته و به مقايسه ی اين قطعات با قطعات ساخته شده در موسيقي ملي مي پردازم تا بتوانيم اين قطعات را با نامهاي مشخص و مناسب  براي فرم هاي موسيقي ملي بناميم و تعريف کنيم
  
 1.پيش درآمد : اگر تاريخ پيدايش پيش درآمد در موسيقي کلاسيک ايراني را بررسي کنيم  اين فرم حاصل حدود 100 سال گذشته و منسوب به مرحوم غلامحسين درويش خان بوده و قطعه اي است که براي گروه نوازي( گروه سازهاي کلاسيک ايراني ) قبل از اجراي درآمد به شکل تکنوازي ايجاد شده است و محدوده ی اجرايي اين قطعه درآمد و چند گوشه ی مهم دستگاه مورد نظر براي اجراست و اساسا" براي معرفي دستگاه و آماده کردن شنوندگان براي شنيدن ادامه قطعات است(تعريف کامل پيش درآمد : کتاب دستگاه در موسيقي ايراني  _  نوشته پرفسور هرمز فرهت _  فصل 17 صفحه 179-180)
 امروزه قطعاتي در موسيقي ملي ساخته مي شود که نام پيش درآمد را براي اين قطعات استفاده مي کنند؛ حال سوال اينجاست وقتي به هيچ عنوان درآمدي در قطعات اجرايي وجود نخواهد داشت آيا عنوان پيش درآمد قابل استفاده است يا خير ؟؟ وقتي شخصي که تعاريف اصطلاحات موسيقي کلاسيک ايراني را مي داند با ديدن نام پيش درآمد انتظاراتي از قطعه دارد , آيا با شنيدن اين قطعات به خواسته هاي خود دست مي يابد !؟
به يقين چنين نيست به اصطلاح پيش درآمد ساخته شده در موسيقي ملي هيچ يک از مشخصات پيش درآمد هاي موسيقي کلاسيک ايراني را ندارد.
اين قطعات بيشتر به اورتور در موسيقي کلاسيک غربي شباهت دارند , اين قطعات هميشه در گامي با تونيک مشترک با گام  قطعه ی بعدي و ملوديها و تم هايي از آن قطعه  با ارکستراسيون شايد متفاوت و تمپوي  پايين تر اجرا ميشود و در واقع معرف و پيش زمينه اي براي قطعه ی بعدي است بنا براين " نامی معادل اورتور براي اين قطعات مناسبتر به نظر مي رسد " با بررسي معادل هاي  فارسي اورتور کلمه مقدمه به اين فرم نزديکتر و طبق مشخصات ذکر شده گويايي بيشتري از محتواي  اين نوع قطعات را  دارد.
ادامه دارد  


بخش اول اين مقاله در آدرس
http://orchestralmusic.blogfa.com/post-3.aspx
 قرار دارد که از بازگويي آن خودداري کرده و به ادامه مطلب مي پردازم



منبع : سايت هنر و موسيقي

 
خبرهاي مرتبط :
تمامي حقوق متعلق به سايت هنر و موسيقي مي باشد،
انتشار اخبار و مقالات با ذكر منبع بلامانع است.
طراحي، توسعه و ميزباني توسط خانه چاپ و طرح
info@artmusic.ir