اولین رسانه خبری، تحلیلی، آموزشی موسیقی در ایران  جمعه? هشتم مرداد 1389 
تماس با ما | درباره ما | جستجو : []  
  اخبار سنتي و مقامي
  گزارشها
  مقالات و نوشته ها
  مصاحبه ها
  سايتهاي موسيقي
  موسيقيدانان ايران
  موسيقيدانان جهان


سه شنبه 26 دي 1385
نسخه چاپ - ارسال براي دوستان

چند وقت پيش مطلبي نوشتم و در آن موسيقي سنتي را در دهه ي 1340، 1350 و سال 1384 بررسي کردم. در دهه ي1340 از تأثيرات مثبت راديو بر موسيقي سخن به ميان آوردم، از سبک و شيوه ي جديد نوازندگي که راديو مسبب توليد آن بود، و اين تغييرات را با ديدي خوش بينانه، مثبت و ارزنده قلمداد کردم. اگر چه شايان ذکر است که خودم هيچ گاه علاقه ي چنداني به موسيقي راديويي (منظور از موسيقي راديويي برنامه هايي امثال گلهاي رنگارنگ،گلهاي جاويدان، برگ سبز و... است که از آن دوره به ما رسيده) نداشتم، اما آن را يک سليقه ي شخصي مي دانستم در حالي که قضاوت راجع به نقش راديو بر موسيقي سنتي امري مطالعاتي و پژوهشي است که عرصه اي فراتر از سليقه ي شخصي را در بر مي گيرد و در طول نوشتن دايماً نسبت به مطالب قسمت اول و دوم (به ويژه قسمت اول) احساس نارضايتي و يا ضعف ناشي از عدم اشراف کامل به اوضاع مي کردم. بنابراين تصميم گرفتم به ملاقات آقاي "پيرنياکان" بروم، چرا که ايشان فردي صاحب نظر و مخزني از اطلاعات هستند. نوشته اي که پيش روي شماست نظرات آقاي "پيرنياکان" راجع به تأثير راديو بر موسيقي (قسمت اول  مطلب) از سال 1319 يعني زمان تأسيس راديو تا دهه ي 1350 است و غالباً نظرات آقاي "پيرنياکان". البته در سخنان وي گريز به مسايل جانبي هم بود که از انعکاس آن به علاقه مندان دريغ نکردم اگر چه ممکن است در ظاهر گريزها ارتباطي به تأثير راديو بر موسيقي نداشته باشد، اما به عقيده ي آقاي "پيرنياکان" در تمام اين نزول ها رد پاي راديو را مي توان پيدا کرد و دانستن چنين نکاتي بدون شک براي اهل موسيقي ضروري است. در نظر دارم در باب تحولات موسيقي اين دوره به سراغ اساتيد ديگر نيز بروم که حتماً همشهريان علاقه مند را در جريان آن قرار خواهم داد.



وقتي به موسيقي اي که از سال 1319 از راديو پخش مي شده نظر مي کنيم، مي بينيم که هيچ اثري از اساتيد نخبه اي چون استاد "شهنازي"، استاد "دوامي"، استاد "هرمزي" و امثال آنها نيست و 70 الي 80 درصد موسيقي راديويي تحريف شده بود. موسيقي اي که هر روز رنگ و لعاب عوام پسند، آن را از اصالت و عمق به دور مي ساخته. دقيقاً جرياني مشابه همين دوره ي موسيقي که از تلويزيون پخش مي شود، مقبول اساتيد برجسته نيست و باعث عقب نشيني آنها شده، در آن دوره هم چنين عقب نشيني هايي عامل تدريجي بروز ابتذال در موسيقي شد.آقاي "برومند" همان زمان در يکي از سخنراني هاي خود چنين بيان داشتند که متأسفانه راديو باعث شده موسيقي ما در سير نزولي روز به روز سرعت بيشتري بگيرد، چنانچه امروز ما سر ليست نداريم. بگذاريد با يک مثال از ادبيات منظورم را روشن تر بيان کنم، نوازندگان تبديل شدند به افرادي که وقتي مي خواهند بگويند: «امسال تابستان هوا خيلي گرم بود و ما از اين گرما رنج فراواني برديم، "تابستان گرم ما رنج فراوان". موسيقي ما در راديو به اين وضع دچار شده. پيوستگي ها از بين رفته و معلوم نيست موسيقي ما فداي چه مي شود.»



 نوازندگاني چون آقاي "فرهنگ شريف" که اگر چه سازشان بسيار خوش صداست، اما اين تنها يکي از ارکان اساسي هنر ايده ال محسوب مي شود، چنانچه در نوازندگي، نحوه ي اداي جملات و چگونگي کنار هم قرار دادن آنها نيز بسيار تعيين کننده است.



متأسفانه در اين ميان نحوه ي نوازندگي ويولن از همه بدتر بوده، علاوه بر ورود بي جاي اين ساز غربي به موسيقي سنتي،  ويبرها و مالش هاي بيش از اندازه و دور از اصول، باعث ايجاد رخوت و لغت در موسيقي شد!



حتا وقتي نظر "اقبال السلطان" يا "دوامي" را جويا مي شدند آنها نيز نسبت به آوازهاي راديويي به شدت معترض بودند و با تمسخر از آن ياد مي کردند. آقاي "پيرنياکان" عقيده دارند «آواز از دوره ي بنان به بعد زمان بندي و کشش صحيح خود را از دست داد، اگر چه صداي بنان خوب است، اما اشعار صحيح ادا نمي شدند. بياييد در نقد کردن هاي مان جسور باشيم و فکر نکنيم چون بنان است ديگر جاي هيچ ايراد گرفتني نيست. بنان باعث شد ادوات تحرير از بين بروند و همه به يک نوع تبديل شوند، در حالي که ما هفت نوع تحرير داريم مثل "چکشي"، "بلبلي"، "زيرورو" و... که از ترکيب هر کدام از آنها مي توان تحريرهاي بيدار متنوع و بديعي ايجاد کرد. چنين اشکالاتي باعث  تخريب در موسيقي شد. و مهم تر از آن دوري جوانان از موسيقي، شما اگر ساعت ها آوازهاي طاهرزاده يا دوامي يا اقبال السلطان را گوش کنيد، خسته نخواهيد شد، در حالي که اغلب ما از شنيدن موسيقي راديويي به سر عت خسته مي شويم. علت خستگي سريع گوش دقيقاً همين تخريب هاست.»



نکته ي مهم ديگر آن که قبل از موسيقي راديويي، خواننده ها براي آوازها يا تصانيف غالباً يک غزل  از ابتدا تا انتها نمي خواندند. براي يک آواز گاهي اوقات از همه يا چهار غزل استفاده مي کردند تا حس و حال هر بيت با دستگاهي که در آن اجرا مي شده، کاملاً ملموس و متقارن باشد و همين طور دقت در چگونگي بيان کلمات که عمدتاً از آن به تلفيق شعر و موسيقي ياد مي شود. مثلاً طاهرزاده در اداي مصرع: «غلام نرگس مست تو تاج دارانند» تأکيد را روي کلمه «تو» قرار داده که کاملاً هم صحيح است، ليکن بعدها "بنان" همين مصرح را با تاکيد به مصوب از کلمه ي «مست» ادا کرده تا جايي که اشتباهاً «است» به گوش شنونده مي رسد. اين يعني تخريب موسيقي!!
در اين جا آقاي "پيرنياکان" از 4 اصل اساسي جهت توليد اثر هنري در خور و شايسته ياد کرد که عبارتند از :
1- پيام و انديشه 2 – زيبايي 3- پيچيدگي  4- سهل و متنع بودن اثر.



توجه کنيد نوازندگاني که تنها زيبايي و خوش صدا بودن ساز را مورد نظر قرار مي دهند، قادر به توليد آثاري متعالي نيستند. (مصداق آقاي "فرهنگ شريف" که قبلاً ذکر شد.)
در همان دوره، دو علت ديگر نيز عامل تخريب و تحريف شدند، اول: نفوذ موسيقي عربي و هندي به موسيقي سنتي و دوم ورود سازهايي چون «ترومپت» و «ساکسيفون» به ارکسترهاي سنتي يعني در کنار تار و ني و کمانچه و تمبک و سنتور و... ساکسيفون هم قرار گيرد. چنين چيزي خنده دار است !!!



در اين ميان اساتيدي چون آقاي "برومند" که متوجه ابتذال موسيقي در راديو بودند و مشارکتي هم در برنامه هاي راديويي نداشتند، در سال 1344 جهت اشاعه و ترويج افکار خود نهضتي را در دانشگاه تهران بنيان گذاري کردند. در همان حال به همراه دکتر "فرهت" به فکر افتادند مرکزي جداي راديو تأسيس کنند و جوان هاي مستعد را گرد هم آوردند. تا بالاخره سال 1347 جوان هايي انتخاب شدند که امروز سن همه شان بين 60-50 سال است و به اين صورت «مرکز حفظ و اشاعه ي موسيقي» شکل گرفت. در اين مرکز آثار افرادي چون "شيدا"، "عارف"، "درويش خان" و... بازسازي شد که سر و صداي عجيبي به پا کرد.
سال هاي 1351-1350 جشن هنر شيراز راه اندازي شد که اجراي برنامه ي آقاي "عليزاده" و خانم "پريسا" از جمله شاهکارها بود. با ظهور دوباره ي موسيقي پُر مغز و دلنشين، جوان هاي علاقه مند بسياري که قبلاً به علت موسيقي راديويي دلزده شده بودند، به سوي موسيقي سنتي هجوم آوردند. بنابراين موسيقي صعود دوباره اش را مديون جنبشي است که «مرکز حفظ و اشاعه ي موسيقي» به پا کرد.
همچنين حضور مرکز فرهنگي – هنري «چاووش» از سال 1353 به عنوان يک قطب فعال  نقش بي بديل و پر رنگي در ارايه ي آثاري پر شور و جاودان داشته است؛ آثاري چون «سواران دشت اميد»، «حصار»، «سپيده».



شمارگان متعدد «چاووش»، «بيدار»، «دستان» و... از برترين هاي اين دوره هستند.
اميداورم علاقه مندانش چنان استوار و محکم از اين بلور بي مانند پاسداري کنند که ديگر هيچ کس و هيچ چيز را ياراي ترک انداختن بر نازکاي اندامش نباشد



منبع : نسيم - هفته نامه محلي بوشهر

 
خبرهاي مرتبط :
تمامي حقوق متعلق به سايت هنر و موسيقي مي باشد،
انتشار اخبار و مقالات با ذكر منبع بلامانع است.
طراحي، توسعه و ميزباني توسط خانه چاپ و طرح
info@artmusic.ir