اولین رسانه خبری، تحلیلی، آموزشی موسیقی در ایران  چهارشنبه? هفدهم شهريور 1389 
تماس با ما | درباره ما | جستجو : []  
  اخبار راك، پاپ و جاز
  گزارشها
  مقالات و نوشته ها
  مصاحبه ها
  سايتهاي موسيقي
  موسيقيدانان ايران
  موسيقيدانان جهان


سه شنبه 29 آبان 1386
نسخه چاپ - ارسال براي دوستان

گروه بهنا به سرپرستي و آهنگسازي «رامين بهنا» از 23 تا 27 آبان در سالن اختصاصي کاخ نياوران روي صحنه رفت و اين گزارشي است از روز اول اين کنسرت.

---

وارد تالار کوچک کاخ بزرگ نياوران که مي شوي کمي دلت مي گيرد. ساعت 45/19 است (پانزده دقيقه تا آغاز کنسرت). ظرفيت تالار به حدس و گمان چيزي حدود 220 نفر نشان مي دهد. نيمي از تالار خالي است. يادت مي افتد که اينجا يک ابرشهر است و چيزي حدود 12 ميليون نفر جمعيت دارد. اوضاع تبليغات کنسرت هم هر چند شکل ويژه يي نداشته اما چندان بدک هم نبوده. به هر حال برگزارکننده اصلي کنسرت، مجله فرهنگ و آهنگ بوده و کسي از اهالي مطبوعات دست به برگزاري کنسرت زده. چند نوبت هم آگهي در روزنامه ها آمده بود. پوشش اخبار هم بدک نبود پس حکايت اين تالار کوچک و تا نيمه خالي چيست؟

سر جايم که مي نشينم نگاهي از کنجکاوي در تالار مي چرخانم. نکته عجيب اينکه چيزي که در تالار کم ديده مي شود جوان است که اين با توجه به سابقه ذهني که از موسيقي رامين بهنا داري کمي عجيب به نظر مي آيد. به سوي ديگر که سر مي چرخاني اتاق فرمان را مي بيني که اعضاي گروه در آن نشسته اند. از درز بين دو ديوار مي توان چشمي در اتاق فرمان چرخاند که چيز عجيبي در جريان نيست و اعضاي گروه به گپ و گفت مشغولند. بهنا پيش از اين در جريان يکي از گفت وگوهايش گفته بود؛ «هيچ وقت مخاطب ما از يک حد بيشتر نمي شود.» پس او بر عکس ما نگران مخاطب نيامده نيست.

اين گروه صدا

اعضاي گروه بهنا در اين کنسرت از پنج نفر تشکيل شده است. خود رامين بهنا به عنوان سرپرست، آهنگساز و نوازنده کيبورد حضور دارد و در اين کنسرت بار ديگر بابک رياحي پور در کنار بهنا قرار گرفته است. بهنا در اولين کنسرت گروه جديد خود (دي ماه 85، فرهنگسراي ارسباران) از کنترباس به جاي گيتار باس استفاده کرد و رياحي پور در آن کنسرت غايب بود. کسرا ابراهيمي نوازنده درام است. بهرنگ بقايي نيز نوازندگي سازهاي ايراني (تار، دوتار، ديوان، عود) را عهده دار بود. نکته اينکه در ترکيب گروه بهنا اين بار جايي براي گيتار الکتريک در نظر گرفته نشده اما در عوض عضو جديدي در گروه ديده مي شود و عليرضا رحيمي نژاد به عنوان نوازنده ديجيتال و افه هاي صوتي (شايد همان DJ) در گروه حضور پيدا کرده است. بهنا قبل از اين کنسرت گفته بود؛ «مي خواستم ارکستر کوچک باشد و در عين حال صدا بدهد. روي چهار يا پنج نفر فکر مي کنم که يک نفر فقط ساز ايراني مي زند ... از يک چيز در کنسرت اول گروه ناراضي ام. ما جاهايي از ايراني بودن خارج مي شديم و به سمت موسيقي جز مي رفتيم. در حال حاضر و در کنسرت جديد انديشه ام کاملاً فرق کرده. مطمئنم کساني که کنسرت قبلي را ديده اند اگر اين کنسرت را ببينند تفاوت اساسي حس خواهند کرد.»

مخاطبان صدا

ساعت هشت شب است يعني کنسرت بايد شروع شود اما سالن هنوز به طور کامل پر نشده است. بهرنگ تنکابني مدير توليد و برنامه هاي گروه جلوي در ورودي ايستاده است. به نظر نمي آيد که قصدي براي بستن درهاي تالار و آغاز کنسرت داشته باشد. ساعت هشت و پانزده دقيقه است کنسرت هنوز آغاز نشده و مردم هنوز وارد تالار مي شوند، ساعت هشت و سي دقيقه کنسرت هنوز آغاز نشده و مردم هنوز وارد تالار مي شوند،، ساعت هشت و چهل و پنج دقيقه کنسرت هنوز آغاز نشده و مردم هنوز وارد تالار مي شوند،،، حالا تالار تقريباً پر شده است. انگار که تاخير در ساعت شروع کنسرت ها به يک اصل طبيعي تبديل شده است که هم مخاطب آن را مي داند، هم برگزارکننده کنسرت و هم گروه. در صورتي که کنسرت در زمان از پيش تعيين شده برگزار مي شد، نيمي از مخاطبان پشت در مي ماندند و گروه نيمي از مخاطبان خود را از دست مي داد. پس نمي توان به گروه و برگزارکننده خرده گرفت و در اينجا تنها به نمايندگي از سوي کساني که در زمان از پيش تعيين شده در تالار حاضر شده بودند از کساني که بعد از ساعت هشت شب يادشان افتاد که بايد در کنسرت حضور پيدا کنند، عذرخواهي مي کنيم که اشتباه از ما بود که در زمان اعلام شده در تالار حاضر شديم. به هرحال نور تماشاگران مي رود. اعضاي گروه روي صحنه مي آيند و ناگهان موسيقي. چند لحظه يي را در صدا ها دقت مي کنم که کيفيت صدابرداري چگونه است. عجيب است صداها قابل درکند. صداي هر سازي را مي توان تشخيص داد جايي براي بهانه گيري نيست. پس با موسيقي همراه مي شوم.

بهنا پيشتر گفته بود که براي اين کنسرت ذهن خود را آزاد گذاشته است و به دنبال ايده هاي جديدي است. اولين نکته اينکه بايد گوش خيلي حساسي داشته باشيم تا بتوانيم ردپايي از علاقه هميشگي او يعني موسيقي جز بيابيم. خيلي ها در مورد بهنا پيشتر اشاره مي کردند که علاقه او به موسيقي جز باعث ايجاد فاصله ميان او و مخاطب ايراني مي شود و حالا بهنا در اين کنسرت آخر خود از اين مولفه آشناي آثارش دور شده است. نکته ديگر حضور سازهاي ايراني است. اين بار احساس مي کنيم که اين سازهاي غربي و ايراني تنها به فرمان آهنگساز در کنار هم قرار نگرفته اند.

انگار حضور اين دو در کنار هم يک اصل طبيعي است. البته موفقيت در اين زمينه در هر آهنگ متفاوت است و در کل مي توان گفت صداي تار و ديوان بهتر در کنار سازهاي غربي نشسته است.

زمزمه هاي در گوشي

باور کنيد ما هيچ مشکلي با موسيقي سنتي يا اصيل ايراني نداريم که هرازچندگاهي و در جاهايي دل هم داده ايم. اما اين دليل نمي شود که نگوييم صداي اين موسيقي اصيل ايراني از محيط اطراف خود فاصله گرفته است. صداي اين موسيقي از جنس اين ابرشهر نيست. اين صدا از جنس صداهاي روزمره مردمان اين جاي جهان نيست. اما سکه روي ديگري هم دارد آن هم زماني که وارد تالار کنسرت مي شوي يا لحظاتي با يک آلبوم موسيقي همراه مي شوي و مي بيني طرف مي خواهد به تو ثابت کند که خاستگاه راک، متال، جز، بلوز و حتي موسيقي کلاسيک غربي در ذهن او بوده است و چنان بر راک بودن و جز بودن و... خود اصرار مي کند که گويي اين خود طبيعت است که کسي در ايران به گونه سياهان مي سي سي پي بلوز و جز بنوازد. البته که در اين جهان کوچک شده گوش ما اين توانايي را دارد که بلوز و جز، راک يا موسيقي کلاسيک گوش کند. اما وقتي کسي از رنگ و جنس خود تو سعي مي کند رنگ و جنس ديگري بگيرد آن وقت کل ماجرا دچار يک تضاد مي شود و کل موسيقي با يک علامت سوال بي جواب روبه رو مي شود و حالا رامين بهنا در اين کنسرت آخر خود نخواسته جزيي از اين دو روي سکه باشد. او به دنبال صداي ديگري بوده است. اين نکته يي است که در تمام موسيقي او مي توان رديابي کرد. اين جامعه به صداهاي تازه يي احتياج دارد و اين گروه حرکت خود را آغاز کرده است. اينکه چقدر موفق بوده اند البته چيزي نيست که اين گزارش نويس ساده بتواند حکمش را صادر کند که چنين حکمي گوشي مسلح به تئوري هاي موسيقي مي خواهد که من ندارم. اما از سوي ديگر دليلي هم وجود ندارد که از صداهاي متفاوتي که شنيده ام نگويم و اينکه اتفاقاً در لحظاتي هم اين صداها بر دل نشسته اند.در آغاز گفتم چيزي که در کنسرت کم ديده مي شد مخاطب جوان بود. در جاهايي که شور و هيجان از سوي گروه به سمت مخاطب ارسال مي شد در اين سو با يک سد برخورد مي کرد. جان کلام اينکه مخاطبان آداب و رسوم حضور در يک کنسرت که رگه هايي از موسيقي راک در آن نهفته است را نمي دانند. خانم ها و آقايان چنان به صحنه زل زده اند که انگار کسي امان امان مي خواند يا برايشان شوپن مي نوازد و من ناگهان پرت مي شوم به سال ها قبل و کنسرت آلبوم «زي بازي» در تالار فارابي دانشگاه هنر. هرچند آلبوم «زي بازي» از آن دست آزمون و خطاهاي رامين بهنا بود که خودش هم خيلي زود از آن دست کشيد و صداي آن ارکستر در مقابل ارکستر فعلي چندان هم چيز ويژه يي محسوب نمي شد، اما به هرحال جوانان حاضر در آن کنسرت بلد بودند که چگونه همان تجربه دست و پا شکسته را خوب گوش کنند. برمي گردم به سالن اختصاصي کاخ نياوران. کنسرت تمام شده است، گروه مانده اند که به رسم کنسرت هاي قبلي بايد آهنگي را دوباره نوازي کنند يا نه؟ اما اکثريت غيرجوان در حال خروج از تالار هستند تنها مانده اند چند جوان که با ادامه دست زدن درخواست اجراي دوباره دارند. گروه بايد تصميم بگيرند که مي گيرند و آهنگي را دوباره اجرا مي کنند، البته در پرس و جويي که داشتم شنيدم که در روزهاي بعدي کنسرت وضع به گونه يي ديگر بوده و جوانان با موسيقي گروه بهنا همراه و هم آوا شده اند.


لينك مطلب:


http://www.etemaad.com/Released/86-08-29/253.htm#54814



منبع : اعتماد

 
خبرهاي مرتبط :
تمامي حقوق متعلق به سايت هنر و موسيقي مي باشد،
انتشار اخبار و مقالات با ذكر منبع بلامانع است.
طراحي، توسعه و ميزباني توسط خانه چاپ و طرح
info@artmusic.ir