همايش «موسيقي زيرزميني با نگاه ويژه به آثار محسن نامجو» روز سه شنبه (20 آذر) در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد.
حاشيه هاي اين اسم هميشه متن را تحت الشعاع قرار داده است. همايش موسيقي زيرزميني ايران با نگاه ويژه به محسن نامجو هم از اين قاعده مستثنا نبود. شايد جالب ترين بخش اين همايش پخش تصوير رضا براهني و شنيده شدن نظرات او پيرامون محسن نامجو بود. اما پيش از سخنان اين نويسنده و تئوري پرداز ادبيات ايران، شش صاحب نظر در حيطه هاي مختلف درباره محسن نامجو حرف زدند و به همان اندازه که سخنان آنها در حوزه هاي مختلف و ديدگاه هايشان مختلف بود، واکنش دانشجويان مشتاق هم متفاوت بود. بخش اول برنامه با حضور «بهرنگ تنکابني»، «مهرداد فلاح» و «روزبه امين» آغاز شد و سخنان آغازين متعلق به بهرنگ تنکابني بود که نگاهي منتقدانه به موسيقي زيرزميني ايران داشت. تنکابني که سردبير مجله «فرهنگ و آهنگ» است در مورد اينکه موسيقي زيرزميني بيش از هر چيز اپوزيسيون موسيقايي در برابر جريان اصلي موسيقي است، گفت؛ «موسيقي زيرزميني ايران به لحاظ موسيقايي موفقيت خاصي کسب نکرده.» مهرداد فلاح، شاعر، هم راجع به شعر در موسيقي زيرزميني و استفاده از اشعار کلاسيک و مدرن در موسيقي زيرزميني ايران سخن گفت. اما يکي از جالب ترين بخش هاي اين همايش خوانده شدن نامه يي بود که محسن نامجو براي همايش ارسال کرده و از عدم حضورش عذرخواهي کرده بود. نامجو تاکيد کرده بود اين نامه فقط خوانده شود و به دست هيچ روزنامه نگاري نيفتد.
نامجو در اين نامه عنوان کرده بود که هيچ برنامه و آرزو و آمالي براي شهرت نداشته است. او در بخش ديگري از متن ارسالي اش عنوان کرده بود که نوشته يي از دوران نوجواني اش پيدا کرده که در آن آرزو کرده بود روزي محقق موسيقي شود و نوشته بود بزرگترين آرزويش در اين سال ها امرارمعاش توسط موسيقي است. نامجو زندگي موسيقايي اش را در دو بخش تشريح کرده بود، يکي به عنوان حرفه که شامل درآمد از طريق تدريس و آهنگسازي براي تئاتر و فيلم مي شود و ديگر اينکه موسيقي به عنوان بزرگترين دغدغه پژوهشي که تاکنون باعث ساخته شدن بيش از 100 قطعه شده است.
او همچنين از لحن ادعاهايش در مورد اساتيد موسيقي عذرخواهي کرد، ولي ادعاهايش را به لحاظ علمي درست دانسته بود و اساتيد موسيقي و ادبيات را که گفته هاي او را نادرست مي دانند به مناظره دعوت کرد. بخش دوم هم با سخنان «سارا شريعتي» آغاز شد. شريعتي عنوان کرد که اين هفته به واسطه آغاز شدن آن با روز 16 آذر متعلق به دانشجويان است و به همين مناسبت به جلسات و نشست هاي زيادي دعوت شده اما هيچ کدام را نرفته و فقط به اين جلسه خاص آمده. شريعتي گفت؛ «من اينجا چه کار مي کنم. نه جوان هستم، نه تخصص موسيقي دارم و نه مي توانم با نگاه زيباشناسانه راجع به آقاي نامجو صحبت کنم.» شريعتي گفت اينجا هستم چون حرف هاي محسن نامجو حرف هايي است که در اين سال ها از دانشجويانم مدام شنيده ام. شريعتي موسيقي نامجو را معترض ندانست و گفت؛ «به من گفته بودند اين موسيقي اعتراض است. من منتظر بودم فرياد اعتراض بشنوم اما در تمامي اين دو سي دي که من شنيدم فقط يک بار فرياد شنيدم، آن هم در سر کوه بلند.» شريعتي معتقد بود که نارضايتي با اعتراض فرق دارد. شريعتي در انتهاي سخنانش گفت؛ «اين کلام تجربه زيست مشترک پوچي، نااميدي و يأس است که بچه هاي ما در متن هاي نامجو پيدا مي کنند.» سخنران بعدي «امير احمدي آريان» بود. احمدي آريان سخنانش را با اعلام اينکه چيزي از موسيقي نمي داند آغاز کرد و گفت؛ «خاصيت موسيقي نامجو اين است که کساني مي توانند حلقه راديکال موسيقي نامجو را بفهمند که خارج از حوزه موسيقي هستند و به همين دليل اغلب کساني که از او نوشته اند اهل موسيقي نبودند. يا نويسنده بودند يا روزنامه نگار يا منتقد فيلم و...» آريان در ادامه از جريان کشيش- کمونيست ها در اروپا صحبت کرد. کساني که به کليساي کاتوليک اعتقاد داشتند ولي کمونيست هم بودند. احمدي آريان گفت؛ «رابطه محسن نامجو با موسيقي سنتي رابطه يک کشيش- کمونيست با هدايت مسيحي است.»
احمدي آريان عنوان کرد که نامجو چنين وضعيتي پيدا کرده است که از دل موسيقي سنتي جدا شده و در عين حال آن را فراموش نکرده. بعد از احمدي آريان «هوشيار انصاري فر» از رفقاي سال هاي دور محسن نامجو شروع به صحبت کرد. انصاري فر از اظهارنظر محسن نامجو در مورد باب ديلن در مصاحبه اخيرش بسيار گله مند بود و گفت؛ «ايشان در مورد باب ديلن طوري حرف زدند انگار در مورد گروه هايي مثل ABBA يا «بي جيز» حرف مي زنند. با باب ديلن نمي شود از اين شوخي ها کرد.» انصاري فر قياس باب ديلن و نامجو را امري غلط دانست. او اين قياس ها را برآمده از نگاهي برشمرد که شرق را ذيل غرب تعريف مي کند و اين نگاه را غلط دانست. انصاري فر نامجو را عميقاً تحت تاثير رضا براهني دانست و ادامه داد؛ «نه به اين دليل که چند شعر از آقاي براهني خوانده است. نگاه زيباشناسانه نامجو تحت تاثير نگاه زيبايي شناسانه يي است که در دهه 70 با آقاي براهني آغاز شد.» پس از پايان سخنان هوشيار انصاري فر چراغ ها خاموش شد و پيام ويدئويي رضا براهني پخش شد.
براهني متني اديبانه و دقيق را براي خواندن در اين همايش آماده کرده بود. براهني تعريف کرد که چگونه دو سه سال پيش يک ايراني در قونيه ضبط کوچکي کنار گوش او گرفته که قطعه «چشمي و صد نم» محسن نامجو از آن پخش مي شده که اتفاقاً در آن قطعه بخشي از شعر براهني که خودش هم آن را بسيار دوست دارد خوانده شده. براهني صداي نامجو را اين گونه توصيف کرد؛ «صدايي که تکه تکه مي شد و بعد خود را جمع مي کرد... ناآشنا بود و شتاب داشت و بيگانه بود...» براهني گفت که هميشه دغدغه اش اين بوده که قاعده بازي را به طور کامل در هنر بشکند و بازي بياورد که تمام جهان جمع شوند تا آن قاعده را به هم بريزند. براهني در ادامه از شکستن استبداد بزمي موسيقي ايراني حرف زد که ظاهراً به اعتقاد او در موسيقي نامجو رخ داده است. او از اين گفت که اگر شکست اين استبداد در شعر فارسي رخ نمي داد شعر فارسي به قله هايش دست نمي يافت.
منبع : اعتماد