این گفتگو پيش از توقیف روزنامه اقبال صورت گرفته و در اين روزنامه منتشر شده است که به دلیل اهمیت این گفتگو در این تاریخ برای مطالعه علاقمندان به ساز تنبك به سایت افزوده گردید :
پيمان ناصحپور» هفته گذشته در نشست اروپايي موسيقيدانان در شهر «بارسلونا» ي اسپانيا كه درباره «سازهاي كوبهاي دايرهاي شكل» بود به اجراي برنامه پرداخت. در اين نشست سازهايي چون دايره آذربايجاني، دف كردي، تنبور للو از ايتاليا، پن ديرو از اسپانيا، دف عربي، رق عربي، تنبورين اروپايي، ادوفه از پرتغال و ….مورد بررسي قرار گرفته و نوازندگان كشورهاي اسپانيا، آلمان، فرانسه، لهستان، كانادا، آمريكا، پاناما و…به همراه «پيمان ناصحپور» از ايران به نوازندگي اين سازها پرداختند. از همين روي گفتوگويي با وي داشتهايم:
اجرايتان در «بارسلونا» چهطور بود؟
من در روز دوم نشست به تدريس تنبك، دايره آذربايجاني و دف به سبك خانقاهي پرداختم و در شب همان روز تكنوازي تنبك، دايره و دف را انجام دادم كه با استقبال بسيار خوبي نيز مواجه شد، علاوه بر آن با نواختن دايره آذربايجاني يك هنرمند اسپانيايي با نام «خوانخو فرنادز» كه نوازنده ني انبان مخصوص استان «گاليسيا»ي اسپانياست و ملوديهاي مخصوصي را مينواخت، همراهي كردم، اين برنامه در سال آينده نيز برگزار شود.
به نظر ميرسد كه نقش سازهاي پوستي كوبهاي نسبت به سازهاي زهي و آرشهاي در موسيقي ايران بسيار كمرنگ است، چرا؟
در قديم كه موسيقي را جزو يكي از شاخههاي علم رياضي ميدانستند و به آن «فن چهارم» ميگفتند، موسيقي از نظر علمي و عملي به دو قسمت تقسيم ميشد، يك قسمت در مورد تأليف نغمهها بود كه امروز به آن نت ميگويند كه از تأليف آنها ملودي بهوجود ميآيد. در آن زمان موسيقي را تأليف نغمه و ايقاع (كه امروز آن را ريتم مينامند) ميدانستند و به آن اهميت بسيار زيادي ميدادند، بنابراين از آنجا كه سازهاي كوبهاي ريتم را بسيار پررنگ ميكند براي آن اهميت بسيار زيادي قائل بودند، اما متأسفانه در دورهاي از تاريخ موسيقي ايران به سازهاي كوبهاي هيچگونه اهميتي ندادند كه بررسي علت آن نياز به تحقيقات بسيار گستردهاي دارد و بايد از اين دوران به عنوان «حلقه گمشده موسيقي ايران» ياد كرد.
چند نوع ساز كوبهاي پوستي در ايران داريم؟
به طور كلي بايد برخي از اين سازها را مانند «تنبك» و «دف» جزو سازهاي ملي بدانيم و برخي ديگر مانند «دمام» كه ساز ني انبان را در بوشهر همراهي ميكند، جزو آلات موسيقي محلي و يا نواحي است، البته ممكن است كه اين سازها نيز در آينده به خاطر استفاده در موسيقيهاي ملي و سنتي ما جزو سازهاي ملي به حساب آيند.
اين ساز از چه زماني اندك اندك هويت مستقل خود را پيدا ميكند؟
استاد حسين تهراني، انقلابي را در اين ساز به وجود ميآورد. يعني از قبل از دوران صفويه از اين سازها حمايتهايي صورت گرفته و سپس اين ساز به فراموشي سپرده شده است تا اينكه استاد «حسين تهراني» انقلابي در اين ساز به وجود آوردند.
بنابراين شاخصترين چهره نوازندگي اين ساز را بايد حسين تهراني بدانيم؟
دقيقاً. استاد تهراني در سال 1290 به دنيا آمدند و در سال 1352 دار فاني را وداع گفتند. او را بايد يكي از برجستهترين نوازندگان تمبك دانست كه همانطور كه در قبل هم اشاره كردم انقلابي را در اين ساز بهوجود آوردند. او پيشرو سبك تجددخواهي در شيوه تنبكنوازي موسيقي ايراني بود كه تكنوازي و همنوازيهاي او بار ديگر جامعه موسيقي را متوجه اين ساز كرد به طوري كه از آن دوران اين ساز هر روز پيشرفتهاي جديدي داشته است و چهرههاي نامياي را به موسيقي ايراني معرفي كرده است و حتي توجه جهانيان نيز به اين ساز جلب شده است.
با اين وجود به نظر ميرسد كه هنوز جاي اين سازها در بسياري از اركسترها خالي است، چرا؟
اين بهخاطر محدوديتهايي است كه اين ساز در طي چندين قرن با آن مواجه بوده است كه متأسفانه بخشي از آن هنوز هم ادامه دارد. وقتي كسي ميخواهد كارشناس موسيقي شود به هيچ عنوان نميتواند ساز تخصصي خود را يك ساز كوبهاي پوستي انتخاب كند و اين درحالي است كه ميتواند و بايد سازهايي آرشهاي و زهي انتخاب كند كه اين براي من سؤال بزرگي است.
چرا يك نفر نبايد ليسانس موسيقي خود را با سازي چون دهل بگيرد و تز ليسانسش «دهل» باشد؟ اين درحالي است كه دكتر «كورتني» از آمريكا دكتراي طبلا دارد؛ اما چرا اين اتفاق نبايد در ايران بيفتد؟ علاوه بر اين مسأله، فكر ميكنم كه برگزاري جشنوارههاي تخصصي سازهاي كوبهاي پوستي راهكار بسيار مناسبي است كه در آن نوازندگان داخلي و خارجي به تبادل اطلاعات خود در اين زمينهها بپردازند تا هنرمندان با ريتمها و سبكهاي مختلف اين سازآشنا شوند، ضمن آنكه در خانه موسيقي يك كانون مستقل براي نوازندگان سازهاي كوبهاي پوستي درنظر گرفته شود.
مگر نوازندگان اين ساز تحت نظر كانون نوازندگان سازهاي ايراني نيستند؟
بله؛ اما بايد توجه داشت كه بين يك نوازنده سازهاي كوبه اي و نوازنده ديگر سازها تفاوت وجود دارد؛ زيرا نوازندگان سازهاي كوبهاي ريتم را اجرا ميكنند و ديگر نوازندگان ملودي را، ضمن آنكه با تشكيل اين كانون به خاطر مهجوريتي كه اين ساز با آن مواجه بوده است ميتوان توجه خاصتري را مبذولش داشت.
چهرههاي شاخص اين ساز در موسيقي ايران چه كساني هستند؟
استاد عبدالله دوامي، (رديف داني كه علاوه بر رديف استاد تصنيف هم بوده و در نوازندگي تنبك به سبك قدما كار ميكرده است) آقاخان، آقاجان اول، استاد روانبخش، خاجي خان ضربگير كه در سبك قديم كار ميكردند كه استاد «تهراني» تحولات بسيار زيادي در شيوه نوازندگي اين ساز به وجود آورد و بايد او را «پدر تنبك نوازي نوين» بدانيم و بعد استاد افتتاح، استاد فرهنگفر و استاد بهمن رجبي و اساتيد ديگري كه زحمت بسياري كشيدند.
توانايي اين ساز در تلفيق با سازهاي ديگر و موسيقيهاي غربي به چه شكل است؟
اتفاقاً موسيقيدانان اروپايي تمايل بسياري به اين ساز دارند، چون مشابه سازهايي چون سهتار، تار، سنتور و… را دارند، اما سازهاي كوبهاي به شكل ما را ندارند و به همين خاطر از تنبك، طبلا و تمپا بسيار استقبال ميكنند، البته مشابه سازهاي كوبهاي چوبي مانند «دهل» را دارا هستند و به هر حال من اميدوارم به زودي تنبك نيز مانند سازهاي كشورهاي عربي، هندوستان و آفريقاي غربي جايگاه خود را در موسيقي مدرن و غربي حفظ كند.
تعداد علاقهمندان اين ساز نسبت به سازهاي ديگر چگونه است؟
ميزان علاقهمندان اين ساز روبه رشد است، براي مثال استاد «حلمي»، تنبك ساز معروف، تاكنون 200 هزار تنبك فروختهاند كه نشان از تعداد علاقهمندان اين ساز است، البته اين ساز مانند سازهاي ديگر انگيزه مالي را در افراد به وجود نميآورد.
منبع : اقبال